(کانون خیرین خادمان حضرت رقیه (س

تلاش وب سایت افق نور ، ترویج فرهنگ بسیج است

(کانون خیرین خادمان حضرت رقیه (س

تلاش وب سایت افق نور ، ترویج فرهنگ بسیج است

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود وب سایت افق نور نقش کاملا موثری ایفا می کند لذا صمیمانه از شما خواهشمندیم با عنایت به حدیث شریف نبوی که «مومن آیینه مومن است»، شما نیـز آیینه ما باشیـد و با یادآوری نقاط قوت و ضعف، ما را از این فیض الهی محروم نفرمایید... با تشکر مدیریت وب سایت افق نور***
(کانون خیرین خادمان حضرت رقیه (س
پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد.امام خمینی(ره)
ایمیل: websiteofoghenoor@yahoo.com
جیمیل: websiteofoghenoor@gmail.com
نویسندگان
آخرین نظرات

کانون خیرین خادمان حضرت رقیه (س)

گالری عکس

گالری تصاویر
طبقه بندی موضوعی

۲۰۵ مطلب توسط «وب سایت افق نور » ثبت شده است

&سایبری&

 

آیا درزمانی که می‌خواهید همه‌ی اطلاعات زیرمجموعه خود را باهم به اشتراک بگذارید، در مورد طرح امنیتی آن بحث و گفتگو کرده‌اید؟

  1. چگونه می‌توانم به شکل مطمئنی در وب به گشت‌وگذار بپردازم؟
  2. هکرها می‌توانند به وب‌کم من دسترسی داشته باشد؟
  3. در برابر سرقت هویت چگونه از خود محافظت کنم؟
  4. بهترین آنتی‌ویروس رایگان چیست؟
  5. کامپیوتر مک من بدون وجود نرم‌افزارهای آنتی‌ویروس ایمن است؟

سوال های مهم در مورد امنیت اطلاعات

  • خطری که سازمان ما و سازمان‌هایی را که ما با آن‌ها کار می‌کنیم مورد تهدید قرار می‌دهد در چه اندازه‌ای است؟
  •     به عنوان یک سازمان، بودجه‌ی امنیت سایبری ما باید چه میزان بوده و چگونه خرج شود؟
  •     فناوری به تنهایی پاسخ‌گو نیست: کلید موفقیت در ترکیب اداره‌ی صحیح، فرهنگ و رفتار نهفته است. چگونه می‌توان چنین تغییری ایجاد کرد؟

 

قسمت اول امنیت سایبری : کلیات

در این مقاله می خواهیم در خصوص امنیت سایبری توضیحاتی را ارائه کنیم ، قبل از اینکه به سراغ ریز مواردی که مرتبط با این حوزه است صحبت کنیم بهتر است این دو کلمه را تعریف کنیم ، برای تعریف امنیت سایبری،نیاز به تعریف دو واژه امنیت و فضای سایبر داریم؛امنیت یا Security را اصطلاحا در فضای سایبری اینگونه معرفی می کنند:به فقدان ناامنی،در فضای سایبری امنیت سایبری میگویند.

فضای سایبری

در خصوص چیستی فضای سایبری،متاسفانه هنوز هیچگونه تعریف کامل و شاملی برای این فضا وجود ندارد؛اما از مجموع نظرات مطرح شده اینگونه تعریف می شود:شبکه ای متصل به هم از زیر ساخت های فناوری اطلاعات است که اینترنت،شبکه های مخابراتی،سیستم های کامپیوتری،و پردازشگرها و کنترلگرهای داخلی صنایع مهم را شامل میشود.در سند سیاست فضای سایبری آمریکا در سال 2009 این فضا به عنوان زیر ساخت جهانی و متصل به هم ارتباطات و اطلاعات دیجیتال که تقریبا زیر بنای تمامی وجوه جوامع مدرن را تشکیل میدهد تعریف شده است. این محیط در کنار زمین،هوا،دریاو فضا،تعریف جداگانه و مستقلی برای خود دارد؛به طور کلی از فضای سایبری به عنوان محیطی برای انتقال داده ها و اطلاعات یاد میشود و تنها شامل اینترنت نمیشود ؛بلکه شامل تمام شبکه ها و سیستم های ارتباطی-اطلاعاتی میباشد؛درک تغییراتی که فناوری به میدان نبرد وارد کرده است،چالشی مستمر و پایدار است.
 

مشخصات فضای سایبری

فضای سایبر هویت و مکان بازیگران خود را پنهان میکند و امکان استفاده آسان از اسامی جعلی و پروکسی هایی را فراهم میکند که نفوذ به آنها و فاش کردنشان کار دشواری است؛همچنین فضای سایبری سرعت ،حجم و محدوده ارتباطات را نه تنها در کشور های قدرتمند و شرکتها،بلکه برای شهروندان عادی هم به میزان قابل توجهی افزایش داده است؛فضای سایبری گسترده و بی حد ومرز است،و از نظر قانونی مبهم و از نظر شفاهی موجز و مختصر و در کل ،پیچیده و دست نیافتنی است.فضای سایبر باید در کنار عرصه های سنتی تر زمین،هوا،دریا،فضا،به عنوان ((پنجمین عرصه)) تلقی شود.اغلب مردم فکر میکنند که هکر ها،مهارت و دانش بالایی دارند که میتوانند سیستم های کامپیوتری را هک کنند و نقاط آسیب پذیر را پیدا کنند.در حقیقت یک هکر خوب،تنها باید نحوه کار سیستم کامپیوتری را بداند و نیز بداند که از چه ابزارهایی برای یافتن ضعف های امنیتی استفاده میشود.

 

امنیت شامل سه عنصر پایه ای است:

  1. محرمانگی
  2. یکپارچگی
  3. در دسترس بودن
  • محرمانگی: به این معنا که اگر داده هایی که در فضای سایبری در حال انتقال هستند،توسط مهاجمین خوانده شوند و محرمانه بودن آن نقض شود.
  • یکپارچگی: اگر در حین انتقال داده ها در فضای سایبری(به عنوان مثال در یک شبکه) اطلاعات توسط مهاجمین دستکاری شده و تغییر داده شوند(به آن چیزی اضافه یا از آن کم شود)
  • در دسترس بودن: این نوع حملات با هدف خارج کردن منبع اطلاعاتی از سرویس به گونه ای که دیگر آن منبع قادر به ارائه سرویس به دیگران نبوده و نتواند تبادل اطلاعات درستی با کاربرانش داشته باشد ، انجام می شود .


برقراری امنیت در فضای سایبری،به علت ماهیت فضای سایبری کار بسیار دشواری است،از فناوری سایبری بی تردید میتوان همانند ابزارهای جنگ متعارف،برای حمله به تشکیلات دولتی،نهادهای مالی،زیرساخت های انرژی و حمل و نقل ملی و روحیه عمومی استفاده کرد،فلذا ناامنی در فضای سایبری،صرفا شامل ناامنی در سیستم های اطلاعاتی نیست،بلکه شامل تمام زیرساخت هایی میشود که به نحوی با فناوری اطلاعات درارتباطند. در حمله سایبری تحت عنوان ویروس استاکس نت در سال 2010به تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی ایران شد؛یک بمب منطقی توانست در سیستم کنترل سانترفیوژهای ایران نفوذ کند،با این هدف که دور سانترفیوژهارا آنقدر زیاد کند تا آن ها یا ازکار بیفتند و یا منفجر شوند... ایران هیچ گاه اطلاعات دقیقی از میزان خسارات وارده توسط این ویروس به تاسیساتش ارائه نداد.

مایکل هیدن مدیر سابق سازمان سیا میگوید در دولتن جورج دبلیو بوش((سایبر چنان با سرعت حمله میکرد که همیشه یک گام عقب تر از آن در سیاست بودیم؛در حال حاضر شواهد دال بر افزایش یافتن تهدیدات سایبری وجود دارد که باید فورا به آنها توجه شود؛این تهدیدات را متخصصان و شرکت هایی مطرح میکنند که دست اندر کار فروش خدمات خاص برای حملات سایبری هستند. خالی از لطف نیست که بدانیم در بریتانیا،جرائم اینترتی را یکی از چهار تهدید جدی برای امنیت ملی می شناسند.گسترش سریع شبکه،خطرهایی را به همراه دارد که یکی از آنها ناآگاهی از آسیب پذیری های بالقوه ای است که ممکن است در نتیجه آن ایجاد شود،حضور فناوری اطلاعات در زیر ساخت های حیاتی کشور ها نظیر زیر ساخت های آب رسانی،برق،گاز و ... قطعا باعث کاهش هزینه ها و راحتی کار در این بخش ها شده است،اما باید به این نکته توجه کنیم که هر لحظه امکان دارد امنیت ما به مخاطره بیفتد.در جریان جنگ سرد بین آمریکا و روسیه،نرم افزار کنترل گاز در یکی از قسمت های روسیه دستکاری شد،مهاجم سایبری،توانست برای مدتی جلوی انتشار گاز در لوله های مادر را بگیرد اما پس از مدتی فیلتر ها را آزاد کرده و گاز پرفشار در لوله ها حرکت کرد،نقاط اتصال لوله ها به یکدیگر که توان مقاومت نداشتند شکستند و این موجب انفجار لوله های گاز در بسیاری از نقاط روسیه شد.اینکه کدام کشور جهان پر سرعت ترین رایانه ها ی دنیا را در اختیار دارد ،امروز به همان اندازه برای سیاست گذاران اهمیت دارد که نام کشور دارنده سریعترین و دور برد ترین جنگنده در دوران جنگ.

در جنگ سایبری همانند جنگ اتمی خونی ریخته نمیشود اما همه چیز نابود میشود؛زمانی که هدف گروه های معاند از بین بردن زیر ساخت ها،یا جاسوسی باشد حملات سایبری بهترین نوع حمله برای این کار هستند؛همچنین پنهان بودن حملات سایبری و عدم شناسایی قطعی مهاجم خود انگیزه ای برای استفاده از این نوع حملات است؛ از فناوری سایبری بی تردید میتوان همانند ابزارهای جنگ متعارف،برای حمله به تشکیلات دولتی،نهادهای مالی،زیرساخت های انرژی و حمل و نقل ملی و روحیه عمومی استفاده کرد.جنگ سایبری و حملات سایبری میتواند توسط بازیگران غیردولتی صورت گیرد؛در بسیاری از حملات سایبری صورت گرفته،هکر های غیر دولتی و دستگاه های امنیتی با یکدیگر همکاری داشته اند؛اقداماتی که در فضای سایبر یا در میدان نبرد مجازی رخ میدهند،به سختی شناسایی میشوند و بنابراین ،نمیتوان با دقت کافی آن ها را به کسی منتسب کرد.

علاقه تروریست ها به حملات سایبری

تروریستها به طور معمول نسبت به میثاق انسانی و شرایط جنگ واقعی نسبتا بی تفاوت میباشند لذا احتمالا دریافته اند حملات سایبری به آن چیزی که آنها به دنبالش هستند بسیار نزدیک است،یعنی این عوامل میتوانند باعث ایجاد رعب و اثرات روانی-اجتماعی در بین مردم گردند؛به زودی دسترسی به تکنولوژی های مخرب سایبری برای افراد و گروه ها عملی است؛نکته قابل توجه این است که این تکنولوژی ها به تروریستها اجازه میدهد که از فاصله های بسیار دور اینگونه عملیات ها را هدایت کنند و در عین حال از عواقب کارهای خو دور بمانند.به عنوان آخرین نکته باید بدانیم این حوزه همواره در جریان است و سیستم های ما همیشه نمیتوانند ایمن باشند؛اما میتوان آنها را به خوبی مدیریت نمود و تحت نظر گرفت.

نویسنده: سعید طوسی
انجمن تخصصی فناوری اطلاعات ایران

 

 

 

مهمترین سوالات مربوط به جرایم رایانه ای چیست؟

تهیه کننده: رضا زهروی مدرس حوزه و دانشگاه

برای کاربران اینترنتی مسایل مربوط به رایانه خیلی مهم است و از جمله این مسایل دانستن مسایل حقوقی این ابزار است که معروف به جرایم رایانه ای است

 

 

برای کاربران اینترنتی مسایل مربوط به رایانه خیلی مهم است و از جمله این مسایل دانستن مسایل حقوقی این ابزار است که معروف به جرایم رایانه ای است . قانون جرایم رایانه ای در ایران مصوب 5 /3/1388 و مورد تأیید شورای محترم نگهبان می باشد و ابعاد مختلفی را می توان در خصوص آن تقدیم نمود؛ در خصوص جرایم رایانه ای سوالات متعددی مطرح است که تلاش می کنیم پاسخ برخی از این سوالات را در این مقاله تقدیم شما نماییم .

مهمترین سوالات مربوط به جرایم رایانه ای چیست ؟

سوالات ذیل از جمله مهمترین مسایل مربوط به جرایم رایانه ای هستند:

انواع جرایم رایانه ای کدام اند ؟

جرائم علیه محرمانگی داده‌ها و سامانه‌های رایانه‌ای کدام اند ؟ انواع آن چیست ؟

منظور از جرم دسترسی غیرمجاز چیست ؟

مجازات جرم دسترسی غیرمجاز چیست ؟

منظور از شنود غیرمجاز چیست ؟

مجازات جرم شنود غیرمجاز چیست ؟

جاسوس رایانه‌ای کیست ؟

مصداق های جاسوس رایانه ای چند نوع است ؟

مجازاتهای جاسوس رایانه ای چه خواهد بود ؟

جرائم علیه محرمانگی داده‌ها

جرائم علیه محرمانگی داده‌ها و سامانه‌های رایانه‌ای و مخابراتی شامل سه محور می شود :

1-
دسترسی غیرمجاز

2- شنود غیرمجاز

3- جاسوسی رایانه‌ای

منظور از جرم دسترسی غیرمجاز چیست ؟

بر اساس قانون اشاره شده هرکس به طور غیرمجاز به داده‌ها یا سامانه‌های رایانه‌ای یا مخابراتی که به‌وسیله تدابیر امنیتی حفاظت‌شده‌است دسترسی یابد، مرتکب دسترسی غیر مجاز محسوب می شود .

در برخی جرایم مثل کلاهبرداری یا جعل مجازات ماموران دولتی تشدید می شود در جرایم رایانه ای نیز همینطور است و چنانچه مأموران دولتی که مسؤول حفظ داده‌های سری مقرر در ماده (3) قانون جرایم رایانه ای یا سامانه‌های مربوط هستند و به آنها آموزش لازم داده شده است یا داده‌ها یا سامانه‌های مذکور در اختیار آنها قرار گرفته است بر اثر بی‌احتیاطی، بی‌مبالاتی یا عدم رعایت تدابیر امنیتی موجب دسترسی اشخاص فاقد صلاحیت به داده‌ها، حاملهای داده یا سامانه‌های مذکور شوند مجازات شدیدتری خواهند داشت.


مجازات جرم دسترسی غیرمجاز چیست ؟

بر اساس قانون اشاره شده مرتکب دسترسی غیر مجاز به حبس از نود و یک روز تا یک‌سال یا جزای نقدی از پنج میلیون (5.000.000) ریال تا بیست میلیون (20.000.000) ریال یا هر دو مجازات محکوم خواهدشد.

منظور از شنود غیرمجاز چیست ؟

بر اساس قانون اشاره شده هر کس به طور غیرمجاز محتوای در حال انتقال ارتباطات غیرعمومی در سامانه‌‌های رایانه‌ای یا مخابراتی یا امواج الکترومغناطیسی یا نوری را شنود کند، مرتکب شنود غیرمجاز تلقی می شود .

مجازات جرم شنود غیرمجاز چیست ؟

مرتکب جرم شنود غیرمجاز به حبس از شش ماه تا دو سال یا جزای نقدی از ده میلیون (10.000.000) ریال تا چهل میلیون (40.000.000) ریال یا هر دو مجازات محکوم خواهدشد.

جاسوس رایانه‌ای کیست ؟

هر کس به طور غیرمجاز نسبت به داده‌های سری درحال انتقال یا ذخیره‌شده در سامانه‌های رایانه‌ای یا مخابراتی یا حاملهای داده مرتکب اعمال زیر شود جاسوس رایانه ای تلقی می‌گردد .

مصداق اول جاسوس رایانه ای

کسی که به داده‌های مذکور یا تحصیل آنها یا شنود محتوای سری در حال انتقال دسترسی پیدا کند .

مصداق دوم جاسوس رایانه ای

کسی که داده‌های مذکور برای اشخاص فاقد صلاحیت در دسترس قراردهد .

مصداق سوم جاسوس رایانه ای

کسی که داده‌های مذکور[1] برای دولت، سازمان، شرکت یا گروه بیگانه یا عاملان آنها افشاء یا در دسترس قرار دهد .

مجازاتهای جاسوس رایانه ای چه خواهد بود ؟

الف) مجازات مصداق اول جاسوس رایانه ای عبارت است از

بیست میلیون (20.000.000) ریال تا شصت میلیون (60.000.000) ریال یا هر دو مجازات.

ب) مجازات مصداق دوم جاسوس رایانه ای عبارت است از

حبس از دو تا ده سال.

ج) مجازات مصداق سوم جاسوس رایانه ای عبارت است از

حبس از پنج تا پانزده سال.

تشدید مجازات ماموران دولتی در این جرایم

در برخی جرایم مثل کلاهبرداری یا جعل مجازات ماموران دولتی تشدید می شود در جرایم رایانه ای نیز همینطور است و چنانچه مأموران دولتی که مسؤول حفظ داده‌های سری مقرر در ماده (3) این قانون یا سامانه‌های مربوط هستند و به آنها آموزش لازم داده شده است یا داده‌ها یا سامانه‌های مذکور در اختیار آنها قرار گرفته است بر اثر بی‌احتیاطی، بی‌مبالاتی یا عدم رعایت تدابیر امنیتی موجب دسترسی اشخاص فاقد صلاحیت به داده‌ها، حاملهای داده یا سامانه‌های مذکور شوند مجازات شدیدتری خواهند داشت .

بر اساس ماده 5 قانون جرایم رایانه ای این اشخاص به مجازات زیر محکوم می شوند :

حبس از نود و یک روز تا دو سال یا جزای نقدی از پنج میلیون (5.000.000) ریال تا چهل میلیون (40.000.000) ریال یا هر دو مجازات .

بعلاوه این اشخاص به انفصال از خدمت از شش ماه تا دو سال نیز محکوم خواهندشد.

نتیجه گیری

قانون جرایم رایانه ای در ایران مصوب 5 /3/1388 ابعاد گوناگونی دارد که هر کاربر اینترنت باید با انها آشنا باشد ؛ در این مقاله ضمن توضیح جرائم علیه محرمانگی داده‌ها و سامانه‌های رایانه‌ای و مخابراتی به سه نوع آن اشاره شد

1.دسترسی غیرمجاز2.شنود غیرمجاز3. جاسوسی رایانه‌ای که هریک از اینها نیز اقسامی دارند که به تفصیل در مقاله بیان شد .

در خصوص جاسوس رایانه ای سه مصداق داریم که برخی از برخی دیگر مهمتر و خطرناک تر است و آخرین نکته اینکه برخی سمت ها همچون مامور دولت بودن سبب تشدید قابل ملاحظه ای در این خصوص می گردد .

 

وب سایت افق نور

جریان شناسی فکری – فرهنگی ایران معاصر

از تحّری حقیقت و مهدویت تا تحریف آنها در فرقه ضاله بهائیت

جعفر ساسان- داود عسگری/

ترویج لیبرالیسم با ادعای مهدویت

بهاءالله درباره امام زمان(ع) می نویسد: «جمیع فرق اثناعشر، نفس موهوم را که اصلاً وجود نبوده، مع عیال و اطفال موهومه در مد این موهومه، محل معین نمودند و ساجد او بودند.» و در صفحات دیگر، ضمن تقبیح مذهب شیعه – که آن را حزب می خواند – در داشتن عقیده به موجودیت امام زمان می گوید:

به تواتر، روایاتی نقل نمودند که نفسی قائل شود به اینکه موعود متولد می شود، کافر است و از دین خارج . این روایات باعث شد جمعی را غیر مقصر و جرم شهید نمودند، تا آنکه نقطه اولی روح ماسویه فداه، از فارس از صلب شخصی معلوم متولد شدند و دعوی قائمی نمودند.

جناب بهاء و پسرش عباس عبدالبهاء باید پاسخ دهند که اگر امام زمان(عج) موهوم بوده، یا در ضمیر غیب و در عالم جسم و جسد وجود نداشته است، چرا سیدباب و میرزاحسین علی بهاء اسم و رسم آن را در کتاب های خود ذکر کرده، و ادعای مهدویت می کنند و در آغاز کار خود را مهدی معرفی کردند. بنابراین، باید گفت: بنیانگذاران بابیت و بهائیت، با استفاده از زمینه و بستر موجود در میان مسلمانان و اعتقادی که آنان به امام زمان(عج) داشتند، خود را ((مهدی)) نامیدند و بعد که مدعی نبوت و خدایی شدند، منکر مهدویت شدند. پس امام زمان آنان هیچ ربطی به امام زمان (عج) ما شیعیان ندارد.

در واقع، هدف از انکار امام زمان (عج) و نفی وی، زمینه سازی برای رواج تفکر اومانیستی و سوکولاریستی غرب بود که ریشه در پروتستانتیسم داشت و بهائیان در جایگاه پیاده نظام غرب، به ویژه انگلیس، در پی اجرای این مأموریت بودند تا جامعه شیعه ایران را تحت سیطره غرب در آورند. این تلاش نافرجام را جریان های دیگری نظیر روشنفکران غرب زده نیز پیگیری کردند، که پیوند این دو جریان در حوادث سیاسی ایران معاصر، قابل مشاهده است.

تعالیم دوازده گانه بهائیت

بهائیت، افزون بر مبانی اعتقادی، برای پیروان خود نیز تعالیمی دارد که در کتاب های مختلف، متعددند؛ اما معمولاً به تعالیم دوازده گانه مشهور شده اند. به نظر می رسد این تعالیم را که عبدالبهاء، دومین رهبر بهائیان، تدوین کرده و در سفر وی به اروپا و آمریکا در سال های 1911 تا 1913م تشریح و تبلیغ شده اند، برای تطبیق بهائیت با مدرنیته غربی و جذب غربیان ارائه کرده اند و سبک و سیاقی متفاوت با تعالیم باب و بهاء دارند. برخی از این تعالیم، ریشه در اندیشه های بهاء الله نداشته و حتی در مواردی، مثل تساوی حقوق زن و مرد، مخالف تفکر بهاء الله بوده اند و برخی دیگر موضوعاتی هستند که در دوره های پیش از بهاء الله وجود داشته اند و بسیار علمی تر و منطقی تر از آنچه عبدالبهاء مدعی آن است، بحث شده و به اصول دوازده گانه بهائیت شهرت یافته اند. در کتاب امر و خلق، نوشته فاضل مازندرانی، از مبلغان بهائی، در باره این تعالیم آمده است؛ «در خطابات حضرت عبدالبهاء که در اروپا و آمریکا ادا فرمودند، غالباً مواضع ذیل را به عنوان تعالیم حضرت بهاءالله شمردند و تفصیل و توضیح به تناسب محل دادند؛ 1- تحرّی حقیقت؛ 2- وحدت عالم انسانی؛ 3- اصول همه ادیان یکی است؛ 4- رفع تعصبات؛ 5- دین باید ایجاد محبت و اتحاد نماید؛ 6- دین باید مطابق عقل و علم باشد؛ 7- تعلیم و تربیت عمومی؛ 8- تساوی رجال و نساء 9- زبان و خط عمومی؛ 10- صلح عمومی؛ 11- اتحاد دول و محکمه کبری؛ 12- تعدیل اقتصاد.»

در بعضی از خطابه ها، «محبه الله و استفاضه از روح القدس و تفکیک سیاست از دین» را هم به عنوان تعالیم حضرت بهاء الله شمردند. در همین کتاب، این تعالیم را با اندکی تفاوت ذکر کرده، که به جای «تعدیل اقتصاد»، «حصر جهاد به لسان و بیان»آمده است.

حال با توجه به این تعالیم، به تحلیل و نقد آنها می پردازیم.

  1. تحّری حقیقت

تحّری حقیقت به معنای آزادی برای یافتن حقیقت است؛ به این معنا که انسان باید شخصاً و بدون هیچ فشاری از جانب کسی، خود عقیده اش را انتخاب کند و اساساً یکی از امور فطری است که در تمام ملل و ادیان پذیرفته شده است. اسلام نیز اجبار در پذیرش دین را رد کرده، همواره انسان ها را به تفکر و تعقل سفارش می کند. طبق نظر علمای اسلامی، اصول دین، تحقیقی است، نه تقلیدی. بنابراین، تحّری حقیقت موضوع جدیدی نیست که بهائیت داعیه دار آن است و آن را از اصول خود می داند؛ اما در فرقۀ بهائیت، چه در عمل و چه در نظر، این اصل جایگاهی ندارد و شعاری برای فریب مردم است.

نمونه های متعددی از این تناقض در گفتار رهبران بهائی وجود دارد که در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود.

بهاءالله، که رهبر اصلی بهائیت شناخته می شود، می نویسد: «این کلمات را مبادا کسی تأویل نماید و مانند بعد از صعود منظور اعدام باب است ، هر ناقض ناکثی بهانه ای کند و علم مخالفت بر افرازد و خود رأیی کند و باب اجتهاد باز نماید. نفسی را حق رأی و اعتقاد مخصوصی نه باید کا اقتباس، از مرکز امر و بیت عدل نمایند و ما عداهما کل مخالف فی ضلال مبین».

بنا به گفته دکترایان سمپل، عضو بیت العدال؛ «حضرت بهاءالله، مستقیماً و از طریق مرجعیتی که به حضرت عبدالبهاء عنایت فرمودند، حق تبیین معتبر و موثق یا استنتاج از کتب مقدسه را با صراحت تام، از آحاد مؤمنین، هر قدر که عالم و فاضل باشند، اخذ نمودند و مرجعیت و مرکزیت را تنها در دو مؤسسه متمرکز ساختند؛ ولایت امر الله و بیت العدل اعظم.»

آیا با وجود این تأکیدات مبنی بر تقلید محض از بیت العدل و نهی از اجتهاد و تحقیق، جایی برای تحّری حقیقت می ماند؟ از سویی، با نفی منابع اصلی شناخت بشر، مانند عقل، وحی، حس و تجربه – که در مبحث معرفت شناسیارائه شد- معلوم است که تحّری حقیقت شعارهای بیش نیست و حقیقت و یافتن آن در بهائیت، بی معناست. همچنین مطالعه احوال کسانی که از بهائیت کناره گرفته اند، به گونه ای شگفت آور، از نبود آزادی عقیده و تفکر در این جماعت مدعی تحّری حقیقت، گلایه و شکایت شده است.

  1. وحدت عالم انسانی

یکی دیگر از تعالیم دوازده گانه بهائیان، وحدت عالم انسانی است. این شعار، اگر چه ظاهری عوام پسند دارد، اما با عقل و فطرت سازگار نیست؛ چرا که وحدت ظالم و مظلوم، مستضعف و مستکبر و کافر و مؤمن امکان ندارد. در این رابطه، عبدالبهاء می گوید: «جفا کار را مانند وفادار، به نهایت محبت رفتار کنید و گرگان خونخوار را مانند غزالان ختن و ختامشک، معّطر به مشام رسانید.» شوقی افندی نیز وحدت عالم انسانی را در رأس تمام تعالیم بهائی معرفی کرده است.

اگر منظور از وحدت عالم انسانی، رفع اختلافات و بی توجهی به رنگ، نژاد، قوم و قبیله در ارتباط با انسان هاست، این امر تازگی ندارد و در تعالیم ادیان الهی، از جمله اسلام نیز وجود دارد؛ اما در بهائیت، این موضوع مصداق ندارد؛ مثلاً عبدالبهاء در یکی از سخنرانی های خود در مقام تعریف و تمجید از سیاهان آمریکایی و مقایسه آنان با سیاهان آفریقایی، سیاه پوستان را مورد اهانت قرار می دهد و آنها را گاوهایی به صورت انسان می داند. وی می گوید:«مثلاً چه فرق است میان سیاهان آفریک؟ و سیاهان آمریک اینها خلق الله البقر علی صوره البشرند؛ آنان متمدن و باهوش و ... .»     

وب سایت افق نور

ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام

طلوع خورشید در خانه وحی

در سال سوم هجرت و در شب نیمه ماه رمضان ـ که بهترین ماه های خداست ـ خانه امیرالمؤمنین و فاطمه علیهماالسلام میزبان قدوم مولود مبارکی شد که شادی را با خود به خانه وحی آورد. در این شب فرخنده، سبط اکبر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم ، حضرت امام حسن علیه السلام چشم به جهان گشود و شهر مدینه را غرق نور کرد.

مژده میلاد

هنگامی که امام حسن علیه السلام به دنیا آمد رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در سفر بودند و امیرالمؤمنین و فاطمه علیه السلام چشم به راه بازگشت. ایشان پیامبر پس از مراجعت از سفر، طبق معمول ابتدا به خانه فاطمه علیهاالسلام وارد شد. هنگامی که خبر تولد نوزاد را به ایشان دادند، شادمانی وجود حضرت را فرا گرفت.

نام گذاری کودک

هنگامی که کودک را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم آوردند، حضرت رو به علی علیه السلام کرده، فرمود: «آیا او را نام گذاری کرده ای؟» عرض کرد: «من در نام گذاری وی بر شما پیشی نمی گیرم». رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «من هم در نام گذاری بر خداوند سبقت نمی جویم». در این هنگام جبرئیل از آسمان فرود آمد و از سوی خدای متعال به وی تهنیت گفت و سپس اظهار داشت: «خداوند تو را فرمان داده که نام پسر هارون، «شبر» را بر او بگذاری». حضرت فرمود: «زبان من عربی است». جبرئیل عرض کرد: نامش را «حسن» بگذار و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم او را «حسن» نامید.

شرافت نسب

حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام اولین مولودی است که از نظر شرافت نسب هیچ کسی به پای او نمی رسد. جد بزرگوارش پیامبر و خاتم الانبیا، پدر گرامی اش اولین امام و سیدالاوصیا، و مادر مکرمش، صدیقه اطهر سیدة النساست. هیچ کس قبل از امام حسن علیه السلام دارای چنین شرافت نسب و خاندانی نبوده است. او در مکتب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و امیرالمؤمنین علیه السلام رشد یافت و در دامان برترین زنان عالم، حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام ، بزرگ شد.

کنیه و القاب حضرت

کنیه آن حضرت «ابومحمد» بوده است. جد بزرگوارش او را «ابومحمد» خطاب می نمود و کنیه دیگری برای آن حضرت ذکر نشده است.

اما برخی از القاب آن حضرت بدین شرح است: زکیّ، مجتبی، سیّد، تقی، نقی، طیّب، ولی و برّ مشهورترین این القاب، مجتبی و تقی است و نیز سیّد، که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم امام حسن علیه السلام را بدان ملقب فرموده اند.

ریحانه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم

می توان گفت بهترین و شادترین دوران زندگانی امام حسن علیه السلام همان دورانی است که با رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم گذشت. امام حسن علیه السلام حدود هفت سال و شش ماه از عمر شریفش را در کنار جد بزرگوارش سپری نمود و از محبت های بی دریغ و بسیار ایشان بهره برد. علاقه و محبت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به حسن و حسین علیه السلام به جایی رسیده بود که آن دو کودک را «ریحانه» می خواند و در جواب یکی از صحابه که عرض کرد: «ای رسول خدا، آیا ایشان را دوست داری؟»، فرمود: «چگونه ایشان را دوست ندارم این دو تن گل های خوش بوی من از دنیا هستند و من آن دو را می بویم»، و همین مضمون را درباره امام حسن علیه السلام فرمودند: «به راستی که او گل خوش بوی من در دنیاست و به راستی که این پسر من سیّد و آقاست».

شأن و مقام امام حسن علیه السلام در کودکی

بزرگی منش و سترگی روح آن امام، چندان بود که پیامبر ارجمند اسلام صلی الله علیه و آله وسلم او را با کمی سن، در برخی از عهدنامه ها گواه می گرفت. آن گاه که پیامبر به امر خدا، با اهل نجران، به مباهله برخاست، امام حسن و امام حسین و حضرت علی و فاطمه علیهاالسلام را نیز به فرمان خدای، همراه خویش برد و آیه تطهیر در پاک دامنی آن گرامیان فرود آمد.

شباهت به رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم

حضرت امام حسن علیه السلام از نظر صورت و سیرت در بین ائمه اطهار علیه السلام شبیه ترین آنان به رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم است. وقتی امام حسن علیه السلام به دنیا آمد شباهت بسیاری به جد بزرگوارش داشت و این شباهت بعدها در چهره، رفتار و گفتار آن حضرت بیشتر نمایان شد. علاوه بر چهره جذاب و نورانی، راه رفتن و صحبت کردن حضرت نیز مانند پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بود. حُسنِ خلق، کرامت، جوان مردی، یتیم نوازی و دیگر سجایای اخلاقی را نیز آن حضرت از جدّ گرامی اش به ارث برده بود. شیخ مفید در کتاب معروف خود، ارشاد، آورده است: «و حسن علیه السلام چنان بود که از نظر خلقت و سیرت و سیادت شبیه ترین مردم به رسول خدا بود».

آقای جوانان اهل بهشت

در روایات بسیاری نقل شده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به امام حسن و امام حسین علیه السلام محبت فراوان داشت و می فرمود که آن دو سید جوانان اهل بهشت هستند. هم چنین در روایتی آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «هرکس دوست دارد به آقای جوانان اهل بهشت بنگرد، به حسن بنگرد». و این گفتار پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نیز مشهور است که فرمود: «اهل بهشت همگی جوان هستند» و این تذکر پیامبر به این دلیل است که عده ای فکر نکنند که برای پیران اهل بهشت نیز سیّد و آقایی خواهد بود. چنان که امام جواد علیه السلام فرمود: «به خدا سوگند، در بهشت پیری وجود ندارد؛ بلکه همگی جوان هستند».

فضایل امام حسن علیه السلام در کلام امام سجاد علیه السلام

امام سجاد علیه السلام می فرمایند: حسن بن علی بن ابی طالب علیه السلام در زمان خود از همه عابدتر، زاهدتر و با فضیلت تر بود و هرگاه حج می رفت، پیاده، و چه بسا پابرهنه می رفت و هرگاه مرگ را به خاطر می آورد می گریست، و هرگاه رستاخیز و زنده شدن را از نظر می گذراند، اشک از دیده می ریخت و هرگاه گذر از صراط را در اندیشه می آورد، گریان می شد... و هرگاه به نماز بر می خاست، تنش در برابر خداوند عزوجل به لرزه می افتاد و هرگاه بهشت و دوزخ را به یاد می آورد چونان مار گزیده بی تابی می کرد و از خداوند، بهشت را طلب می کرد و از آتش دوزخ به او پناه می برد. او هرگاه عبارت «یا ایّهاالذین امنوا» را از قرآن می خواند، می گفت: «لبیک اللهم لبیک».

پرهیزگاری امام حسن علیه السلام

امام حسن علیه السلام توجهی ویژه به خداوند داشت. آثار این توجه را گاه از چهره او به هنگام وضو درمی یافتند: چون وضو می گرفت رنگ می باخت و به لرزه می افتاد. می پرسیدند که چرا چنین می شوی؟ می فرمود: «آن را که در پیشگاه خدا می ایستد جز این سزاوار نیست». از امام ششم علیه السلام نقل می کنند که فرمود: «امام حسن علیه السلام هم عابدترین مردمان زمان خویش بود و هم با فضیلت ترین. چون به یاد مرگ و... رستاخیز می افتاد. آن قدر می گریست تا بی حال می شد. پیاده و گاه پابرهنه، 25 بار به خانه خدا رفت».

شجاعت امام حسن علیه السلام

در بیان شجاعت امام حسن علیه السلام همین بس که او تربیت یافته شیر خدا، علی علیه السلام است که در جنگ ها به دشمن پشت نمی کرد و تا دشمن را به هلاکت نمی رساند، از پای نمی نشست. امام حسن علیه السلام نیز که از کودکی همراه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم جنگ ها دیده بود و از پدر جنگاوری آموخته بود، در پیکار بسیار دلاور بود.

بردباری امام علیه السلام

امام حسن علیه السلام بسیار بردبار و شکیبا بودند. این صفت حضرت در برخورد با مشکلات و مصائب و نیز در روبه رو شدن با جاهلان و دشمنان بسیار آشکار بود. مردی از اهل شام به تحریک معاویه امام علیه السلام را به باد دشنام گرفت. پس از این که آن مرد ساکت شد، امام علیه السلام او را سلام گفته، فرمودند: «به گمانم در این شهر غریب هستی. اگر نیازمند خانه هستی به تو منزل دهیم، و اگر نیاز به مالی داری آن را در اختیارت می کنیم. اگر گرسنه ای سیرت سازیم و اگر نیاز دیگری داری کمکت کنیم». مرد شامی از عمل زشت خود پشیمان شد و در حالی که می گریست گفت: «تو و پدرت نزد من مبغوض ترین مردم بودید و اینک محبوب ترین آنها هستید». و این گونه مردی جاهل و فریب خورده با برخورد حلیمانه امام حسن علیه السلام هدایت یافت و در جمع دوستان اهل بیت علیه السلام درآمد.

کرامت و بخشندگی امام علیه السلام

کرم و سخاوت امام حسن مجتبی علیه السلام به حدی بود که در روایت آمده است که هیچ گاه سائلی را رد نکرد و در برابر درخواست او «نه» نگفت. به همین دلیل است که او را «کریم آل طه» می خوانند.

هنگامی که به ایشان عرض شد: «چرا هیچ سائلی را رد نمی کنید؟» فرمود: «من سائل درگاه خدا و راغبِ پیشگاه اویم و شرم دارم که خود درخواست کننده باشم و سائلی را رد کنم». و نیز می فرمود: «بهترین روزهای جوانمرد روزی است که از او چیزی درخواست شود».

فروتنی همراه با سخاوت

روایت شده است که حسن بن علی علیه السلام بر گروهی از فقرا گذشت که تکه نان های بر زمین نهاده و گرد یکدیگر نشسته بودند و از آن برمی داشتند و می خوردند. این جماعت به امام علیه السلام گفتند: ای پسر دختر رسول خدا، بفرمایید. حضرت فرود آمد و فرمود: «خداوند مستکبران را دوست ندارد» و همراه آنان به خوردن نشست تا از خوردن دست کشیدند. سپس امام علیه السلام آنها را به مهمانی دعوت کرد و اطعامشان نمود و جامه شان بخشید. امام علیه السلام چون از این کار فراغت یافت، فرمود: «فضیلت و برتری از آنهاست؛ زیرا آنها جز آنچه ما را بدان اطعام کردند، نداشتند ولی ما بیش از آن چه دادیم، داریم». این مطلب فروتنی فراوان امام علیه السلام را نشان می دهد.

امام حسن علیه السلام در کلام مقام معظم رهبری(مدظله العالی(

اگر امام حسن علیه السلام صلح نمی کرد، تمام ارکان خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را از بین می بردند و کسی را باقی نمی گذاشتند که حافظ نظام ارزشیِ اصیلِ اسلام باشد. همه چیز به کلی از بین می رفت و ذکر اسلام برمی افتاد و نوبت به جریان عاشورا هم نمی رسید... امیدواریم خداوند به همه ما بصیرتی عنایت کند، تا بتوانیم این بزرگوار را بشناسیم و نگذاریم پرده جهالت و غبار بد شناختی که تا مدتها بر چهره آن بزرگوار بوده، باقی بماند؛ یعنی حقیقت را همه باید بفهمند و بدانند که صلح امام مجتبی علیه السلام همان قدر ارزش داشت که شهادت برادر بزرگوارش، امام حسین علیه السلام ارزش داشت و همان قدر که آن شهادت به اسلام خدمت کرد، آن صلح هم همان قدر یا بیشتر به اسلام خدمت کرد».

بوی بهشت

عجبا کار مسیحا کند این بوی نسیم

بارالها، زکجا می رسد این لطف عمیم

عطر گیسوی پیمبر بود این بویْ مگر

یا که از باغ بهشت آید و جنات نعیم

یا رب این معجزه ها از اثر مقدم کیست

که چنین باد صبا زنده کند عظم رمیم

مگر از راه رسد شاه جوانان بهشت

کاورد بوی بهشت از همه سو پیک نسیم

خاکیان غرق سرورند، چو آید به زمین

گوشواری که مزیّن شد از او عرش عظیم

تا که نور «حسن» از منزل «زهرا» سر زد

طور ثانی شده آن خانه به موسای کلیم

میزبان گشته خدا و، پی اتمام کرم

شد به ماه رمضان جلوه گر آن نور قدیم

برتر از معجز شق القمر این جا بنگر

کامد آن شمس ضحی، ماه خدا گشت دونیم

خال رخسار «حسن» نقطه «بسم اللّه» است

خلق نیکوش بود معنی «رحمان» و «رحیم»

بحر حلم و کرمش را نبود پایانی

چون که او مظهر اسماء «حلیم» است و «کریم»

نار نمرود اگر سرد شد از یمن خلیل

به خدا مهر «حسن» سرد کند نار جحیم

بُعد معنوی انسان

همان طور که می دانیم انسان دارای دو بعد مادی و معنوی است، ولی متأسفانه برخی از مردم می پندارند که فقط باید از بعد مادی و جسمی خویش محافظت کنند و بیشتر اندیشه و همت خود را مشغول امور مادی می کنند. برخی از افراد بدون توجه به اهمیت روان و بعد معنوی وجودشان، افکار آلوده و مسمومی را از طریق کتاب ها و فیلم های مضرّ و طرق دیگر در روان و ذهن خویش وارد می کنند و پرورش می دهند و در نتیجه روح آنها مریض می شود و گناه در نظر آنها زیبا، جلوه می کند و به میزان مسمومیّت روح، از مسائل معنوی، کم تر لذت می برند؛ در حالی که این افراد می توانند به یاری روش های مختلف، غذاهای مفیدی را برای روح خود فراهم کنند. خوش بختانه در دین مبین اسلام به این مسئله اهمیت فراوان داده شده است. امام حسن مجتبی علیه السلام در این باره می فرمایند: «تعجّب می کنم از کسانی که در غذای جسم خود فکر می کنند، ولی در امور معنوی و غذای جان خویش تعقّل نمی نمایند. شکم را از غذای زیان بار حفظ می کنند ولی باک ندارند که افکار پلیدی در روان آنها وارد شود».

زیبادوستی

حس زیبادوستی از نعمات بزرگ الهی است که از جانب خداوند بخشنده در وجود انسان به ودیعه نهاده شده است. این مسئله باید برای ما مسلمانان در هنگام نماز و حاضر شدن در پیشگاه الهی نمود بیشتری داشته باشد. پیشوایان دینی ما نیز حقیقتا در این زمینه الگوهای بسیار خوبی برای ما می باشند؛ چنانچه در روایتی آمده است که امام حسن مجتبی علیه السلام بهترین لباس های خود را در موقع نماز در بر می کرد. کسانی از آن حضرت سبب این کار را پرسش کردند. ایشان در جواب فرمودند: «خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد». از این رو خود را در پیشگاه الهی زینت می کنم. خداوند امر فرموده که با زینت های خود در مساجد حاضر شوید.

استفاده صحیح از لحظات عمر

عمر انسان با سرعت در حال گذر است و انسان عاقل و با ایمان همیشه درصدد است که از لحظات عمر خود به خوبی استفاده کند؛ چرا که استفاده صحیح و بهینه از عمر برای انسان هم می تواند دارای خیر مادّی و هم دارای خیر معنوی و فراهم آوردن توشه آخرت باشد. همان طور که می دانیم یکی از سؤالهایی که در بدو ورود انسان به عالم برزخ از او پرسیده می شود، این است که عمر خود را در دنیا چگونه گذرانده است. کسی که در دنیا از فرصت های زندگی اش برای آبادسازی خانه ابدی استفاده نکرده و فقط به امور دنیوی زودگذر و زرق و برق غفلت زا و لذت های ناپایدار اهمیت داده است ضرر بزرگی را در آخرت متحمّل می شود. دراین باره امام حسن علیه السلام می فرمایند: از فرصت زندگی استفاده کن و از آنچه اکنون در دست داری برای منازلی که در پیش داری بهره بردار که افراد باایمان برای فردای خود از دنیا، زاد و توشه تهیه می کنند و افراد بی ایمان، تنها از آن لذت و کام روایی می خواهند.

فراگیری علم

در دنیای امروز اگر کسی نسبت به کسب علم بی توجه باشد، ضرر سنگینی را متحمّل می شود؛ چرا که انسان متعهّد با فراگیری دانش و به کارگیری صحیح آن افزون بر عقب نماندن از کسانی که از دانش خود در مسیر نادرست استفاده می کنند می توانند پادزهر مناسبی در مقابل اعمال غلط و زهرآلود آنها تهیه کند و به این ترتیب با خدمات ارزنده ای که به هم نوعان خود ارائه می دهد، از لحظات عمر خود نیز حداکثر استفاده را برای فراهم آوردن خیر دنیا و آخرت کسب می کند. روزی حضرت مجتبی علیه السلام فرزندان خود و فرزندان برادر خود را دعوت کرد و به آنان فرمود: «همه شما، کودکانِ اجتماعِ امروزید و امید می رود که بزرگان اجتماع فردا باشید. دانش بیاموزید و در کسب علم کوشش کنید و هرکدام که حافظه قوی ندارید و نمی توانید در مجلس درس، مطالب استاد را ضبط کنید، آنها را بنویسید و نوشته ها را در منزل نگاه داری نمایید تا در موقع لزوم به آن مراجعه کنید».

خیر خالص

امتحانات الهی برای انسان های مختلف متفاوت است. گاهی اراده خداوند موجب می شود که به برخی از انسان ها نعمت های فراوان عطا شود و اگر آنها در این زمان شکر پروردگار را آن طور که شایسته ذات اقدس اوست به جا بیاورند، از امتحان الهی سربلند بیرون می آیند وگرنه نتیجه این امتحان خوشایند نمی باشد. برخی دیگر از انسان ها با انواع مشکلات امتحان می شوند که در این حالت صبر در برابر بلا یا مصائب موجب پیروزی در این امتحان الهی می شود. امام حسن مجتبی علیه السلام می فرمایند: «خیری که همراهش شر و بدی نیست عبارت است از سپاس برای نعمت و صبر در برابر مصائب است».

مشورت از دیدگاه امام حسن علیه السلام

در تعالیم اسلامی به مشورت کردن بسیار اهمیت داده شده است و ما را از خودسرانه تصمیم گرفتن نهی کرده اند؛ چرا که خودسرانه تصمیم گرفتن علاوه بر این که ما را از نظرات سازنده افراد آگاه محروم می کند، عواقب ناخوشایندی را به دنبال خواهد داشت. از سوی دیگر مشورت با افراد آگاه در کارهای مهم علاوه بر موفقیت در آن کار موجب هدایت انسان ها به کمال و رشد می شود و به این طریق راه درست برای افراد نمایان می شود. امام حسن مجتبی علیه السلام در این باره می فرمایند: «ثمره مشاوره، هدایت به کمال و رشد است» و در جای دیگر می فرمایند: «هیچ قومی مشورت نکردند جز این که راه خود را یافتند».

بردباری از دیدگاه امام حسن مجتبی علیه السلام

نفْس انسان مانند اسب سرکشی است که باید با تمام قدرت مهار شود وگرنه خسارات جبران ناپذیری را به انسان وارد می کند. یکی از مصادیق مهار نفس بردباری است که انسان در موقع غضب خشم خود را فرو برد. اگر آدمی از بردباری لازم برخوردار نباشد، نتیجه ناخوشایندی به بار می آید. امام حسن مجتبی علیه السلام بردباری را یکی از ابزارهای مهمّ تملک نفس معرفی کرده در تعریف بردباری می فرمایند: «بردباری عبارت است از فرو بردن خشم و تملّک نفس».

دوستی و دوست یابی

دوست خوب یکی از نعمات بزرگ الهی است که باید برای به دست آوردن آن حداکثر دقت لازم را به کار برد، به این ترتیب که فرد منتخب برای دوستی را در موقعیّت های مختلف، به خصوص هنگام سختی ها، بیازماییم و تا از خلوص دوستیِ او اطمینان پیدا نکرده ایم به او نباید اعتماد کنیم. امام حسن مجتبی علیه السلام در این باره به یکی از فرزندان خود می فرمایند: «پسر جان! با هیچ کس طرح دوستی نریز، جز این که از رفت و آمدها (و خصوصیات اخلاقی اش آگاه شوی و چون به دقت وارسی کردی با او بر اساس گذشت و برادری رفاقت کن».

شرط رسیدن به عظمت و بزرگی از دیدگاه امام حسن مجتبی علیه السلام

چه خوب است که ما انسان ها در زندگی روزمره خود گذشت و فداکاری را پیشه خود سازیم و از کم گذشت بودن و به رخ کشیدنِ لغزش های دیگران بپرهیزیم؛ چرا که این عمل زشت ترین عیوب می باشد. اگر فردی در زندگی دارای گذشت باشد، از نظر امام حسن مجتبی علیه السلام به عظمت و بزرگی می رسد؛ چنانچه در جواب کسی که از ایشان پرسیده بود عظمت و بزرگی در چیست؟ فرموده بودند: «عظمت و بزرگی در این است که در هنگام ناداری عطا کند و از جرم و خطا درگذرد».

وب سایت افق نور

جریان شناسی فکر- فرهنگ ایران معاصر

از ادعا تا انکار خاتمیت در فرقه ضاله بهائیت

جعفر ساسان- داود عسگری/

در بررسی مبانی معرفتی سران فرقه ضاله بهائیت پس از ادعای الوهیت، نوبیت به ادعای خاتمیت می رسد. البته، در اظهارات و ادعاهای رهبران بهائیت، سیر جریان بر عکس است؛ یعنی از بابیت و قائمیت و نبوت شروع کرده، به الوهیت رسیده اند؛ اما با توجه به اهمیت این مباحث، ما ابتدا به بررسی ادعای الوهیت، سپس به دیگر موارد پرداخته ایم. آنها خود را در ردیف پیامبران الهی، مانند موسی، عیسی، ابراهیم و نوح (علیهم السلام)، بلکه بالاتر فرض می کنند و در نهایت به نسخ شریعت اسلام و انکار ختم نبوت می رسند.

نبوت، از اصول دین اسلام است که طبق آیه قرآن به پیامبر اعظم(ص) ختم شده است. صریح ترین آیه قرآن در این زمینه، آیه 40 سوره احزاب است که خداوند می فرماید: «ما کانَ مُحَمَّدّ أَبا أَحَدِِ من رِجالکُم و لکِن رَسُوِلَ اللهِ وَ خاتَمَ النَّبِیینَ وَ کانَ الله بِکُلَّ شَیء عَلِیما»؛ محمد پدر احدی از مردان فعلی شما نیست؛ بلکه فرستادۀ خدا و خاتم پیامبران است و خدا به هر چیزی داناست.

آیت الله سیدمحمدحسین طباطبایی

علامه طباطبائی در تفسیر المیزان در توضیح خاتم نوشته است؛ «کلمه [خاتم] – به فتح تاء – به معنای هر چیزی است که با آن، چیزی را مهر کنند، مانند طابع و قالب، که به معنای چیزی است که با آن چیزی را طبع نموده، یا قالب زنند و مراد از «خاتَمَ النَّبِیین»بودن آن جناب، این است که نبوت با او ختم شده و بعد از او دیگر نبوتی نخواهد بود. رسول، عبارت از کسی است که حامل رسالتی از خدای تعالی به سوی مردم باشد و نبی آن کس است که حامل خبری از غیب باشد و آن غیب، عبارت از دین و حقایق آن است و لازمه این حرف این است که وقتی نبوتی بعد از رسول خدا(ص) نباشد، رسالتی هم نخواهد بود؛ چون رسالت، خود یکی از اخبار و انبای غیب است. وقتی بنا باشد انبای غیب منقطع شود و دیگر نبوتی و نبی ای نباشد، قهراً رسالتی هم نخواهد بود. از اینجا روشن می شود که وقتی رسول خدا(ص) خاتم النبیین باشد، خاتم الرسل هم خواهد بود.»

اما بهائیان در توجیه این آیه می گویند:

«در قرآن، سورۀ الاحزاب، محمد رسول الله را خاتم النبیین فرموده. جمال مبارک – جل جلاله – در ضمن جمله مزبوره می فرماید: مقام این ظهور عظیم و موعود کریم، از مظاهر سابقه بالاتر است؛ زیرا نبوت، به ظهور محمد رسول الله ختم گردید و این دلیل است که ظهور موعود عظیم، ظهورالله است و دور نبوت منتهی گردید، زیرا که رسول الله، خاتم النبیین بوده.»

اما نکته اینجاست که ایم مدعیان نبوت، در موارد متعددی به خاتمیت رسول اکرم(ص) اقرار کرده اند و در آثار آنان مکتوب است. میرزاحسین علی نوری می نویسد: «کما انتم تقرئون فی الکتاب بان الله لما ختم النبوۀ بحبیبه بشر العباد بلقائه و کان ذلک حتم محتوم»؛ همان طور که شما در قرآن می خوانید، خدای بزرگ، آن گاه که نبوت را به حبیبش پایان بخشید، بندگان را به لقای خود بشارت داد و این امری حتمی است. یا «الصلوۀ والسلام علی سید العالم و مربی الامم الذی به انتهت الرسالۀ و النبوۀ و علی آله و اصحابه دائماً أبداً سرمدا»؛ سلام و درود بر آقای اهل عالم و پرورش دهندۀ امت ها؛ کسی که به او نبوت و رسالت پایان یافته و برخاندان و دوستانش سلام و درود دائمی و ابدی و سرمدی باد. یا در جایی دیگر می نویسد:

((لان الله تبارک و تعالی بعد الذی ختم مقام النبوۀ فی شأن حبیبه و صفیه و خیرته من حلقه کما نزل فی ملکوت العزۀ و لکنه رسول الله و خاتم النبیین وعد أبصار بلقائه یوم القیمۀ ظهور المسجد کما ظهر بالحق))؛ زیرا که خدای تعالی پس از آنکه مقام نبوت را دربارۀ حبیبش برگزیده و به بهترین بندگان پایان بخشد، همان طور که در ملکوت عزت (قرآن) نازل شده است؛ ولکن محمد رسول خداست و پایان دهندۀ انبیا. بندگان را به لقایش وعده داده است و این از جهت عظمت ظهور بعد است، به همان ترتیب که به حق آشکار شد.

اینها نمونه هایی از اعترافات صریح رهبر بهائیت دربارۀ خاتمیت است؛ اما با این حال، همان علم بدون عمل و پیروزی از نفس، کار آنها را به انکار خاتمیت و ادعای نبوت می کشاند و نویسندگان و مبلّغان بهائی به توجیه آن می پردازند. مبلغان بهائی در توجیه نبوت باب و بها، دلایلی ذکر کرده اند که در ادامه نقل و نقد می کنیم.

الف- میرزاابوالفضل گلپایگانی، مشهورترین مبلّغ بهائی، در کتاب فرائد، تقریر را یزرگ ترین برهان حقانیت یک پیامبر می داند و می نویسد: در چگونگی استدلال به دلیل تقریر: دلیل تقریر، اکبر دلیلی است که علمای اعلام در تفریق بین الحق و الباطل به آن تمسک جسته اند و در کتب مصنفات خود به آن مبسوطاً و مفصلاً استدلال فرموده اند و تقریر این دلیل، بدین گونه است که اگر نفسی مدعی مقام شلرعیت شود و شریعتی تشریع نماید و آن را به خداوند تبارک و تعالی نسبت دهد و آن شریعت نافذ گردد و در عالم باقی ماند، این نفوذ و بقا برهان حقیقت آن باشد؛ چنانکه بالعکس، زهوق و عدم نفوذ، دلالت بر بطلان دعوت زائلۀ غیر باقه نماید؛ خاصه اگر نفوذ و بقای کلمه حق، چنانکه عادۀالله در ارسال رسل و تشریع شرایع به آن جاری شده است، به علوم و معارف کسبیه یا به عصبیت و معاونت قومیه یا به مکنت و ثروت ظاهریه یا به تسلط و عزت دنیویه متعلق و مربوط نباشد در این صورت، حتی بر فلاسفه که تتبع علل نمایند نیز حجت بالغ گردد و نفوذ و بقای آن به صرف ارادۀ عیبیۀ الهیه انتساب یابد؛ چه وجود معلول بدون علت، متصور و معقول نباشد و خلاصۀ القول، حق جل جلاله در جمیع کتاب مقدسۀ سماویه به این برهان عظیم احتجاج فرموده و بقای حق و زهوق و زوال باطل را آیت  کبری و دلیل اعظم شمرده است؛ و خصوصاً در قرآن مجید، تصریحاً و تمثیلاً در مواضع متعدده، این مسئله نازل گشته؛ چنانکه در ایه 16 سورۀ مبارکۀ شوری می فرماید: «وَالَّذِینَ یِحَاجُّونَ فِی الله مِن بَعدِ ما استُجِیبَ لَهُ حُجَّتُهم داحِضَۀ عندَ رَبَّهِم وَ عَلَّیهِم غَضَبُ وَ لَهُم عَذابّ شَدِیدُ» ترجمۀ آیۀ شریفه این است که کسانی که محاجّه  و مجادله می کنند در امر خداوند بعد از آنکه اجابت کرده شد، یعنی خلق قبول نمودند و اجابت کردند، حجت ایشان باطل و زایل است نزد پروردگار و غضب الهی بر ایشان احاطه نماید و عذاب شدید نازل گردد. و سورۀ شوری، مکیه است و وقتی نازل شد که اصحاب حضرت رسول خدا (ص) جمعی قلیل بودند؛ مع ذلک می فرماید که پس از آنکه این جمیع قبول کردند و اجابت نمودند خدا را، من بعد حجت مجادل باطل باشد و احتجاج شان سبب نزول خشم خداوند گردد و سبب همین است که بر هر عاقل مُتفرّس، اگر اندکی تأمل نماید، واضح می شود که جز خداوند تبارک و تعالی، احدی قادر بر انفاذ و ابقای شرایع نباشد.      

وب سایت افق نور

هستی شناسی موضوع مهدویت از دیدگاه فرقه ضاله بهائیت

جعفر ساسان- داود عسگری/

فتنه باب و بهاء که در وضعیت بحرانی جامعه ایران در قرن سیزدهم پدید آمد، در بدعت و انحرافی عقیدتی در باب مهدویت ریشه داشت و در تعالیم فرقه شیخیه موجود بود.

براساس دیدگاه رهبران شیخیه (احسایی و رشتی)، امام زمان با جسم عنصری در عالمی به نام هورقلیا زندگی می کند که از عالم مادی جداست و رابط میان وی و شیعیان، شیعه کامل یا رکن رابع است. این دو مدعی بودند که خود رکن رابع و رابط امام با مردم هستند و رکن رابع را در کنار توحید، نبوت و امامت، چهارمین اصل اعتقادی شیعیان مطرح کرده و معاد و عدل را حذف کردند. در واقع، یکی از عوامل ایجاد فتنه- که بدعت در دین است – در این مرحله زمینه ساز انحرافی بزرگ تر شد؛ چرا که با در گذشت آنها، علی محمد باب، شاگرد رشتی، ادعا کرد که همان رکن رابع یا باب امام زمان است.

وی در یکی از کتاب هایش می نویسد: ((فرض است بر مقام رحمت خداوند عالم که از جانب حجت خود عبدی را با حجت وافیه منتخب و اظهار فرماید تا آنکه سبیل اختلافات را به نقطه وحدت برساند)). وی با این جملات، ضرورت وجودی باب امام زمان را یادآور می شود و در چند صفحه بعد می نویسد: «امر که به اینجا ختم شد، از سبیل فضل امام غایب، عبدی از عبید خود را از بحبوجه اعجام و اشراف منتخب از برای حفظ دین فرموده و علم توحید و حکمت حقه – که اعظم خیرات است- به او عطا فرموده ... » و در همان کتاب صریحاً از امام زمان، نام می برد؛ «... الحسین بن علی، والحسین... و الحسن بن علی، و الحجه القائم محمد بن الحسن صاحب الزمان ...» او در برخی از نوشته های خود، به محبت و توصیف اهل بیت (ع) به ویژه حضرت مهدی همت می گمارد. او ابتدا عقاید شیعه را صحیح می داند و می ستاید و به وجود و غیب مهدی وموعود نیز اعتراف دارد؛ ولی پس از مدتی، تا جایی که می تواند، همه چیز را تحریف و تأویل می کند و آنچه را نمی تواند منکر می شود.

باب در این مرحله، هنوز مسلمان و پیرو آیین تشیع بوده است؛ پس امام زمان او، همان امام زمان شیعیان است؛ مانند هر شیعه، به مقام ائمه معتقد بوده است؛ خود را کوچک تر از مقام ولایت و امامت می دانست و می گفت: ((به حق خداوندی که آل الله را به ولایت مطلقه ظاهر فرموده، که وجود من و صفات من جاری شده و به اذن الله خواده شد، معادل یک حرف از ادعیه اهل عصمت نخواهد شد؛ لاجل آنکه ایشان در موارد مشیت الله سکنی دارند و ماسوای ایشان، در اثر فعل ایشان مذکورند)). اما با اقبال برخی از شاگردان رشتی به وی و فریب گروهی از مردم، طی چهار سال، رفته رفته لحن سیدمحمدعلی شیرازی تغییر می کند و خود را امام غایب و همان مهدی موعود می داند. طبق مدارک متعدد، میرزاعلی محمد از سال 1260 ق در 25 سالگی تا سال 1264 ق تنها ادعای بابیت کرد و در اواخر سال 1264 ق ادعای قائمیت نمود؛ یعنی اظهار داشت که من همان حضرت قائم و مهدی و امام زمان هستم. میرزاجانی کاشانی در این باره شرحی در کتاب نقطه الکاف دارد که خلاصه آن چنین است: «سیدباب چون تبعید شد، ادعای قائمیت کرد.» ابوالفضل گلپایگانی (مبلغ بزرگ بهائیان) می نویسد: «باب در ماکو پرده از روی کار برداشت و ندای قائمیت و ربوبیت شارعیت داد.»

فاضل مازندرانی در کتاب ظهور الحق می نویسد: «سید باب به ملاعبدالخالق یزدی می نویسد انا القائم الذی کنتم بظهوره تنتظرون» من قائمی هستم که در انتظار ظهورش هستید.

اشراق خاوری، در کتاب تلخیص تاریخ نبیل می نویسد: «در شب دوم پس از وصول (باب) به تبریز، حضرت باب، جناب عظیم (ملاعلی ترشیزی خراسانی که از مقربان باب بود و حتی در مسافرت ها و تبعیدها از باب جدا نمی شد) را احضار فرمودند و علناً در نزد او به قائمیت.»

اسلمنت در کتاب بهاءالله و عصر جدید، درباره مخالفت شیعیان با باب می نویسد:«شعله نار بغضا که از اعلان بابیت در صدور مغلّین مشتعل شده بود، به واسطه اعلان مهدویت مضاعف گردید؛ زیرا این جوان مصلح به مسلمین اعلان فرمود که همان قائم موعودی است که حضرت محمد(ص) اخبار داده»

عبدالبهاء برای توجیه قائمیت باب، دست به تأویل سخنان او می زند و می گوید: اگر اهل فرقان (مسلمانان) بگویند: حضرت اعلی- روحی له الفداء – فرمود: «من موعود فرقانم، قیامت بر پا و بلای بزرگ آشکار شده است»، اگر او قائم موعود استف شمشیر برهنه اش کجاست، پرچم بسته شدهاش کجاست، سپاه جنگجویش کجایند...، اجتماع در ام القُری (مکه)، قیامت کبرا، میزان، صراط و حسابرسی چه شد و ... حضرت اعلی (روحی فداه) می فرماید: همه این نشانه ها، شرایط و حوادث، در حالی که بر مردم پوشیده بود، در چشم بر هم زدنی گذشت.

آنچه از نقل قول عبدالبهاء از بها به دست می آید، این است که موعود آمده، قیامت شده، ولی انسان هیچ نفهمیده و حتی بهشت، جهنم، نعمت و عذلب را درک نکرده است. این توصیفات، حاکی از نشانه ها و حوادثی است که نه کسی آنها را درک کرده است و نه کسی به فهم حقیقت شان دست یافته است(اگر چنین حوادثی هم رخ داده است باید مدعی آنها تفسیر کند). حال باید پرسید این توصیفات چه سودی به حال انسان دارد؟

اینها نمونه هایی از اعتراف مبلغان بهائی مبنی بر ادعای قائمیت باب هستند که تذبذب و بی ثباتی فکری وی را نشان می دهند؛ اما باب به قائمیت نیز بسنده نکرد و چنانکه در مباحث گذشته مطرح شد، نبوت و سرانجام الوهیت راادعا کرد. پس از باب نیز بهاء این ادعا را مطرح کرد و خود را موعود دانست. وی در نوشته هایش، روایات مربوط به مهدی را با تفسیرها و تأویلات مضحک، به خودش نسبت می داد.

عبدالحمید اشراق خاوری، چنین می گوید: «ای مردم، خیال نکنید که جمال قدم آمد فقط برای اینکه برای شما احکام را بیان کند؛ برای شما یک صورت نماز بدهد و یک روزه و حج و فلان و بهمان، نه ... نه ...؛ منظور این نبود. اینها در رتبه ثانی از اهمیت است. مقصود اصلی این بود که می خواهند بفرمایند موعود کل ملل و آن وجود مقدسی که حضرت موسی و مسیح و محمد(ص) و سایر انبیای الهی وعده داده اند که ظاهر خواهد شد در یوم نهایت و آخر، اسرار کتب مقدسه را آشکار خواهد کرد.»

عبدالبهاء، جانشین بهاء نیز درباره پدرش چنین می نویسد: «موعود جمیع ملل عالم ظاهرشده؛ احزاب و مذهب طُراً{همه} منتظر ظهوری هستند و حضرت بهاء الله، معلم اول و مربی عموم عالم انسانی است.»

این بحث تا سال های آخر عمر میرزاحسین علی نوری (بهاءالله) وجود داشت؛ اما وقتی ادعای نبوت و الوهیت و خدایی کرد، این عقیده سد راه او قرار گرفته بود؛ از این رو، آن را منکر شد و این اعتقاد را از مجعولات شیعه عنوان کرد.

وب سایت افق نور