(کانون خیرین خادمان حضرت رقیه (س

تلاش وب سایت افق نور ، ترویج فرهنگ بسیج است

(کانون خیرین خادمان حضرت رقیه (س

تلاش وب سایت افق نور ، ترویج فرهنگ بسیج است

(با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود وب سایت افق نور نقش کاملا موثری ایفا می کند لذا صمیمانه از شما خواهشمندیم با عنایت به حدیث شریف نبوی که «مومن آیینه مومن است»، شما نیـز آیینه ما باشیـد و با یادآوری نقاط قوت و ضعف، ما را از این فیض الهی محروم نفرمایید... با تشکر مدیریت وب سایت افق نور****************** سلام خدمت کاربران گرامی «کانون خیرین خادمان حضرت رقیه(س) مفتخر است از مهر 1395 تا خرداد 1396 تعداد 1350 نفر از جوانان استان تهران را جهت اشتغال به 12 سازمان دولتی و انقلابی معرفی نماید و تعداد چشم گیری استخدام شده اند و 50 خانواده بی سرپرست را شناسایی نموده و به تعدادی نیز کمک نماید با تشکر مدیریت کانون خیرین خادمان حضرت رقیه (س»
(کانون خیرین خادمان حضرت رقیه (س
پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد.امام خمینی(ره)
ایمیل: websiteofoghenoor@yahoo.com
جیمیل: websiteofoghenoor@gmail.com
نویسندگان
آخرین نظرات

کانون خیرین خادمان حضرت رقیه (س)

گالری عکس

گالری تصاویر
طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب با موضوع «کتاب های «استاد شهید علامه مطهری(ره)» :: خلاصه ای از کتاب مسائل خانواده» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَدَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلاً

خلاصه ای از کتاب مسائل خانواده

 

استاد شهید علامه مطّهری(ره)

 

مقدمه

زن و شوهر، اساس اصلی تشکیل یک خانواده هستند و با توجه به همین مسئله، آن ها باید نسبت به یکدیگر حقوقی را رعایت کنند.

حقوق زن نسبت به شوهر عبارتنداز:

تهیه ی غذا به اندازه ی متعارف

تهیه ی پوشاک به اندازه ی شأن زن

تهیه ی وسایل مورد لزوم خانه

تهیه ی مسکن متناسب با شأن و منزلت اجتماعی زن

اگر زن از روی جهل اشتباهی انجام داد، مرد او را ببخشد.

خوش رویی و خوش رفتاری با زن

تعلیم احکام و مسائل اعتقادی

حداقل چهار ماه یک بار با او آمیزش کند.

همچنین حقوق مرد نسبت به زن عبارتند از:

عدم خروج از منزل، مگر به اذن شوهر

عدم جواز صدقه دادن، نذر کردن یا قسم خوردن، مگر به اذن شوهر

تمکین به شوهر، در هر زمانی که مرد بخواهد.

پاک کردن خود از هر چیزی که باعث دور کردن شوهر از تمتعات جنسی است.

رعایت نظافت و آرایش کردن در صورتی که شوهر آن را طلب کند.

بنابر این، مشخص شد که مرد و زن نسبت به یکدیگر وظایفی به عهده دارند که باید آن ها را رعایت کنند و در غیر این صورت، مرتکب گناه خواهند شد.

زنان و مردان در کنار یکدیگر به آرامش می رسند. خداوند متعال می فرماید:

«از نشانه های پروردگار این است که همسری از خودتان آفرید، تا نزد او آرام گیرید.»

هم اکنون در جامعه ی ما زنان پا به پای شوهران خود در امور دنیا و دین با یکدیگر همکاری می کنند و باعث می شوند تا با آسایش و راحتی به زندگی خود ادامه دهند.

امام صادق(ع) می فرماید:

«سه چیز برای مؤمن راحتی است؛ از جمله زن شایسته ای که کمک کاری او در دنیا باشد.»

زنان و مردان باید امانتداران خوبی برای یکدیگر باشند. رسول خدا(ص) از خداوند عزوجل نقل می کندکه فرمود: وقتی بخواهم خیر آخرت و دنیا را برای مسلمانی گرد آورم، دلی متواضع و باپروا، زبانی ذاکر، بدنی صبور و زنی با ایمان به او می دهم.

اگر زن و مرد نسبت به حقوق یکدیگر آگاه باشند، مطمئناً به آرامش و آسایشی خواهند رسید که در اذهان نگنجد.

یکی از مسائلی که باعث می شود پیوند هر زن و شوهری گسسته نشود، تقوا و پرهیزکاری است. مردان با تقوا، کسانی هستند که برای به دست آوردن لقمه ی حلال کار می کنند و از عزت نفس برخوردارند. مردان با تقوا و پرهیزکار، کسانی هستند که از افراط و تفریط در هر کاری پرهیز می کنند  و همیشه میانه رو هستند و با اعتدال رفتار می نمایند.

زنان باتقوا نیز عفت و پاک دامنی خود را حفظ کرده و از شوهر خویش اطاعت می کنند تا با این کار خود، خداوند را نیز شاد و رضایتمند ببینند.

در کتاب شریف بحارالانوار آمده است:

سرپرست خانه باید افراد خانواده را به سوی خدا دعوت کند.

احکام اخلاقی و فقهی را به افراد خانواده تعلیم دهد.

اهل خانه را از زشتی ها دور کند.

اهل خانه را به کارهای خیر دعوت کند.

در قرآن کریم نیز آیاتی به همین منظور ذکر شده است که عبارتنداز:

با همسران خود خوش رفتاری کنید.(نساء،19)

و مانند همان حقوقی که مردان بر زنان دارند، زنان به نحو معروف بر مردان دارند.(بقره،228)

ما هر آنچه در رابطه با زنانشان بر آنان واجب کرده ایم، می دانیم.(احزاب،50)

اسحاق بن عمار می گوید: به حضرت صادق(ع) عرض کردم:

حق زن بر شوهرش چیست که وقتی آن را ادا کند، مردی محسن و نیکوکار است؟

حضرت فرمود: او را با غذای مطلوب سیر کند، لباسش را تأمین کند و چون کار جاهلانه از او سر زد، او را ببخشید.

امام باقر(ع) می فرماید که رسول خدا(ص) فرمودند:

«چندان امین وحی نسبت به زن سفارش کرد که گمان کردم طلاق او جز با ارتکاب زنا جایز نیست»

و نیز بر آن حضرت فرمود:

«رحمت خدا بر کسی که تمام برنامه های بین خود و همسرش را نیکو انجام دهد؛ چه خداوند اختیار زن را به مرد داده و شوهر را سرپرست او نموده.»

سپس رسول خدا(ص) فرمود:

«کسی که حقوق عائله ی خود را ضایع کند، از رحمت خدا دور است»

سؤالاتی در مورد مسائل خانواده از کتاب ((مبانی طبیعی حقوق خانوادگی)) مجموعه آثار استاد شهید علامه مطهری(ره)

ومن الله التوفیق


 

1)- یگانه مرجع صلاحیت دار برای شناسایی حقوق واقعی انسان چیست؟

بدیهی است که یگانه مرجع صلاحیت دار برای شناسایی حقوق واقعی انسان ها، کتاب پرارزش آفرینش است. با رجوع به صفحات و سطور این کتاب عظیم، حقوق واقعی مشترک انسان ها و وضع حقوق زن و مرد در مقابل یکدیگر مشخص می گردد.

 

عجب این است که بعضی از ساده دلان به هیچ وجه حاضر نیستند این مرجع را به رسمیت بشناسند. از نظر این ها، یگانه مرجع صلاحیت دار، گروهی از افراد بشر هستند که دست در کار تنظیم این اعلامیه بوده اند.

 

2)- منشأ پیدایش حقوق طبیعی و فطری از کجا پیدا شده است؟

 

از نظر ما، حقوق طبیعی و فطری از آنجا پیدا شده که دستگاه خلقت با روشن بینی و توجه به هدف، موجودات را به سوی کمالاتی که استعداد آن ها را در وجودشان نهفته است، سوق می دهد. هر استعداد طبیعی مبنای یک «حق طبیعی» است و یک «سند طبیعی» برای آن به شمار می آید. مثلاً بچه ی انسان حق مدرسه رفتن و درس خواندن را دارد، اما بچه ی گوسفند چنین حقی ندارد. چرا؟

 

برای این که استعداد درس خواندن و دانا شدن در فرزند انسان است، اما در گوسفند نیست.

 

3)- ریشه و اساس حقوق خانوادگی را در چه چیزی باید جستجو کرد؟

 

ریشه و اساس حقوق خانوادگی را مانند سایر حقوق طبیعی در طبیعت باید جستجو کرد.

 

از استعدادهای طبیعی زن و مرد و انواع سندهایی که خلقت به دست آن ها سپرده است، می توانیم بفهمیم آیا زن و مرد دارای حقوق و تکالیف مشابهی هستند یا نه؟

 

4)- تفاوت انسان و حیوان در زندگی اجتماعی به چه عاملی بستگی دارد؟

 

تفاوت زندگی اجتماعی انسان با زندگی اجتماعات حیوانات اجتماعی از قبیل زنبور عسل، در همین جهت است. تشکیلات زندگی آن حیوانات صد در صد  طبیعی است؛ پست ها و کارها به دست طبیعت در میان آن ها تقسیم شده است؛ اما زندگی اجتماعی انسان این طور نیست. به همین جهت، بعضی از دانشمندان یک باره این نظریه ی قدیم فلسفی را که می گوید «انسان طبیعتاً اجتماعی است» انکار کرده و اجتماع انسانی را صد در صد «قراردادی» فرض کرده اند.

 

5)- آیا تشابه حقوق زن و مرد در حقوق خانوادگی با تساوی حقوق یکسان است، یا با هم فرق می کند؟

 

فرضیه ی «تشابه حقوق زن و مرد در حقوق خانوادگی» که به غلط، نام «تساوی حقوق» به آن داده اند، مبتنی بر همین فرض است. طبق این فرضیه، زن و مرد با استعدادها و احتیاجات مشابه و با سندهای حقوقی مشابهی که از طبیعت در دست دارند، در زندگی خانوادگی شرکت می کنند. پس باید حقوق خانوادگی براساس یکسانی و همانندی و تشابه تنظیم شود.

 

فرض دیگر این است که خیر، حقوق طبیعی اولیه ی آن ها نیز متفاوت است. شوهر بودن از آن جهت که شوهر بودن است، وظایف و حقوق خاصی را ایجاب می کند و زن بودن از آن جهت که زن بودن است، وظایف و حقوق دیگری ایجاب می کند؛ همچنین است پدر و مادر و فرزند بودن. به هر حال اجتماع خانوادگی با سایر شرکت ها و همکاری ها متفاوت است. فرضیه ی «عدم تشابه حقوق خانوادگی زن و مرد» که اسلام پذیرفته، مبتنی بر همین اصل است.

 

6)- چرا مالکیت در ابتدای زندگی بشر جنبه ی اشتراکی داشته است؟

 

در مسئله ی مالکیت، این حقیقت مورد قبول همگان واقع شده که در ابتدا صورت اشتراکی داشته است و اختصاص بعداً پیدا شده است؛ ولی در مسئله ی جنسیت هرگز چنین مطلبی نیست. علت این که مالکیت در آغاز زندگی بشری جنبه ی اشتراکی داشته، این است که در آن وقت اجتماع بشر قبیله ای بوده و صورت خانوادگی داشته است؛ یعنی افراد قبیله که با هم می زیسته اند، از عواطف خانوادگی بهره مند بوده اند و به همین جهت از لحاظ مالکیت وضع اشتراکی داشته اند.

 

7)- سوسیالیست ها چند دوره را در روابط زن و مرد قایل هستند؟

 

فرضیه ی چهار دوره در روابط زن و مرد، یک تقلید ناشیانه است از فرضیه ی چهار دوره ای که سوسیالیست ها درباره ی مالکیت قایل اند. آن ها می گویند بشر از لحاظ مالکیت چهار دوره را طی کرده است: مرحله ی اشتراک اولیه، مرحله ی فئودالیسم، مرحله ی کاپیتالیسم و کمونیسم که بازگشت به اشتراک اولیه، ولی در سطح عالی تر است.

 

8)- نظر الکسیس کارل در مورد خلقت زن و مرد چیست؟

 

الکسیس کارل، فیزیولوژیست و جراح و زیست شناس معروف فرانسوی، که شهرت جهانی دارد، در کتاب بسیار نفیس خود «انسان، موجود ناشناخته» به هر دو قسمت اعتراف می کند؛ یعنی هم می گوید زن و مرد به حکم قانون خلقت متفاوت آفریده شده اند و هم می گوید این اختلاف و تفاوت ها، وظایف و حقوق آن ها را متفاوت می کند.

 

9)- چرا قانون خلقت، تفاوت هایی را در مورد زن و مرد به وجود آورده است؟

 

قانون خلقت از این تفاوت ها منظور دیگری داشته است. قانون خلقت این تفاوت ها را برای این به وجود آورده است که پیوند خانوادگی زن و مرد را محکم تر کند و شالوده ی وحدت آن ها را بهتر بریزد. قانون خلقت به این منظور این تفاوت ها را ایجاد کرده است که به دست خود، حقوق و وظایف خانوادگی را میان زن و مرد تقسیم کند. قانون خلقت، تفاوت های زن و مرد را به منظور شبیه منظور اختلافات میان اعضای یک بدن ایجاد کرده است. اگر قانون، خلقت هر یک از چشم و گوش و پا و دست و ستون فقرات را در وضع مخصوص قرار داده است، نه از ان جهت است که با دو چشم به آن ها نگاه می کرده و نظر تبعیض داشته و به یکی نسبت به دیگری جفا روا داشته است.

 

10)- آیا مقتضیات جنسی زن و مرد می تواند باعث شود که آن ها مکمل یکدیگر باشند؟

 

زن و مرد به مقتضیات جنسی رسمی خود، به طور متفاوت عمل می کنند و درست مثل دو ستاره روی دو مدار مختلف حرکت می کنند. آن ها می توانند همدیگر را بفهمند و مکمل یکدیگر باشند، ولی هیچ گاه یکی نمی شوند و به همین دلیل است که زن و مرد می توانند با هم زندگی کنند، عاشق یکدیگر بشوند، و از صفات و اخلاق یکدیگر خسته و ناراحت نشوند.

 

11)- آیا نظر اشخاصی که گمان می کنند شهوت باعث پیوند زن و مرد می شود، صحیح است؟

 

این افراد گمان کرده اند که مرد به زن همیشه به آن چشم نگاه می کرده و می کند که احیاناً یک جوان غرب به یک زن هر جایی نگاه می کند؛ یعنی شهوت است که آن دو را به یکدیگر پیوند می دهد؛ در صورتی که پیوندی بالاتر از شهوت هست که پایه ی وحدت زوجین را تشکیل می دهد. آن همان چیزی است که قرآن از آن به نام های «مودت و رحمت» یاد کرده است.

 

می فرماید: «وَ مِن آیاتِهِ أن خَلَقَ لَکُم مِن أنفُسِکُنُوا إلَیها وَ جَعَلَ بَینَکُم مَوَدَّهٌ وَ رَحمَهٌ»

 

12)- آیا مهریه ی زن فقط به خود او تعلق دارد؟

 

این مرحله همان است که اسلام آن را پذیرفته و زناشویی را بر این اساس بنیان نهاده است. در قرآن کریم آیات زیادی هست درباره ی این که مهر زن به خود زن تعلق دارد، نه به دیگری. مرد باید در تمام مدت زناشویی عهده دار تأمین مخارج زندگی زن بشود و در عین حال، درآمدی که زن تحصیل می کند و نتیجه ی کار او، به شخص خودش تعلق دارد، نه به دیگری (پدر یا شوهر).

 

13)-چرا جنس نر همیشه حالت متقاضی دارد؟ آیا امکان دارد که جنس ماده هم چنین حالتی داشته باشد؟

 

برای این که نقش جنس نر و جنس ماده، یکی نبوده است. جنس نر همواره حالت و نقش متقاضی را داشته، نه جنس ماده، و جنس ماده هرگز با حرص و ولع جنس نر به دنبال او نمی رفته است؛ همواره از خود نوعی بی نیازی واستغنا نشان می داده است.

 

14)- زن چگونه دریافته که نباید خود را رایگان در اختیار مرد قرار دهد؟

 

مهر با حیا و عفاف زن یک ریشه دارد. زن به الهام فطری دریافته است که عزت و احترام او به این است که خود را رایگان در اختیار مرد قرار ندهد و به اصطلاح شیرین بفروشد. مهر، ماده ای است از یک آیین نامه کلی که طرح آن در متن خلقت ریخته شده و با دست فطرت تهیه شده است.

 

15)- نظر قرآن در مورد مهریه ی زنان چیست؟

 

قرآن کریم با لطافت و ظرایف بی نظیری می گوید: «وَآتُوا النَّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحلَهًٌ»؛

 

یعنی کابین زنان را که به خود آن ها تعلق دارد(نه به پدران و برادران آن ها) و عطیه و پیش کش است از جانب شما به آن ها، به خودشان بدهید.

 

16)- چرا جنس نر نیازمندتر آفریده شده است؟

 

این مطلب اختصاص به انسان ندارد؛ در همه ی جاندارها آنجا که قانون دو جنسی حکم فرماست، با این که دو جنس به یکدیگر نیازمندند، جنس نر نیازمندتر آفریده شده؛ یعنی احساسات او نیازمندانه تر است و همین جهت به نوبه ی خود سبب شده است که جنس نر گام هایی در طریق جلب رضایت جنس ماده بردارد و هم سبب شده که روابط دو جنس تعدیل شود و جنس نر از زور و قدرت خود سوء استفاده نکند؛ حالت خضوع و فروتنی به خود بگیرد.

 

17)- آیا غربی ها توانسته اند تساوی حقوق انسان ها را در خانواده نیز رعایت کنند؟

 

در دنیای غرب هم که به نام تساوی حقوق انسان ها، حقوق خانوادگی را از صورت طبیعی خارج کرده اند و سعی می کنند علی رغم قانون طبیعت، زن و مرد را در وضع مشابهی قرار دهند و رل های مشابهی در زندگی خانوادگی به عهده ی آن ها بگذارند، آنجا که به اصطلاح پای عشق آزاد به میان می آید و قوانین قراردادی، آن ها بگذارند، آنجا که به اصطلاح پای عشق آزاد به میان می آید، و قوانین قراردادی، آن ها را از مسیر طبیعت خارج نکرده است، مرد همان وظیفه ی طبیعی خود یعنی نیاز و طلب و مایه گذاشتن و پول خرج کردن را انجام می دهد. مرد به زن هدیه می دهد و متحمل مخارج او می شود؛ در صورتی که در ازدواج فرنگی، مهر وجود ندارد و از لحاظ نفقه نیز

 

18)- اسلام در مورد رسم ارث زوجیت که در عصر جاهلیت مرسوم بود، چه نظری دارد؟

 

در زمان جاهلیت، رسوم دیگری نیز بود که عملاً موجب محروم بودن زن از مهر می شد. یکی از آن ها رسم ارث زوجیت بود. اگر کسی می مرد، وارثان او از قبیل فرزندان و برادران، همان طوری که ارث او را می بردند، همسری زن او را نیز به ارث می بردند و خود را مختار می دانستند که زن او را به دیگری تزویج کرده و مهرش را بگیرند. قرآن کریم رسم ارث زوجیت را منسوخ کرد. فرمود: «یا أیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَحِلُّ لَکُم اٌن تَرِثُوا النَّساءَ کَرهّا»؛ ای مردمی که به پیغمبرو قرآن ایمان دارید، باید بدانید که برای شما روا نیست که زنان موروث خود را به ارث ببرید؛ در حالی که خود آن زنان میل ندارند که همسر شما باشند.

 

19)- در کدام یک از آیات قرآن کریم، حق ارث بردن زن تثبت شده است؟

 

در این آیه فرمود: «لَلرَّجالِ نَصیبُ مِمّا تَرَکَ الوالِدانِ و اٌلاَّقربُونَ وَ لِلنَّساءِ نَصیبٌ مِمّا تَرَکَ الوالِدانِ وَ الاَّ قربُونَ» یعنی مردان را از مالی که پدر و مادر و یا خویشاوندان بعد از مردن خود باقی می گذارند، بهره ای است و زنان را هم از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان از خود باقی می گذارند، بهره ای است.

 

این آیه حق ارث بردن زن را تثبیت می کند.

 

20)- آیا مرد می تواند به دلیل این که خرجی زن را به عهده دارد، او را استثمار کند؟

 

از نظر اسلام، با این که بودجه ی زندگی زن جزء بودجه ی خانوادگی و بر عهده ی مرد است، مرد هیچ گونه تسلط اقتصادی و حق بهره برداری از نیرو و کار زن ندارد؛ نمی تواند او را استثمار کند.

 

نفقه ی زن از این جهت مانند نفقه ی پدر و مادر است که در موارد خاصی بر عهده ی فرزند است؛ اما فرزند در مقابل این وظیفه که انجام می دهد، هیچ گونه حقی از نظر استخدام پدر و مادر پیدا نمی کند.

 

21)- نظر اسلام در مورد حقوق زن و مرد چیست؟

 

حقیقت این است که اسلام نخواسته به نفع زن و علیه مرد یا به نفع مرد و علیه زن قانونی وضع کند. اسلام نه جانبدار زن است و نه مرد. اسلام در قوانین خود، سعادت مرد و زن و فرزندانی که باید در دامن آن ها پرورش یابند و بالاخره سعادت جامعه ی بشری را در نظر گرفته است. اسلام، راه وصول زن و مرد و فرزندان آن ها و جامعه ی بشریت را به سعادت در این می بیند که قواعد و قوانین طبیعت و اوضاع و احوالی که به دست توانا و مدبر خلقت به وجود آمده، نادیده گرفته نشود.

 

22)- طرفداران آزادی زن در اروپا، تا کجا پیش رفته اند؟

 

در اروپا، افرادی هستند که طرفداری از آزادی زن را به آنجا رسانده اند که از بازگشت دوره ی «مادر شاهی» و طرد پدر به طور کلی از خانواده دم می زنند. به عقیده ی این ها، با استقلال کامل اقتصادی زن و تساوی او در همه ی شؤون با مرد، در آینده پدر حضور زاید شناخته خواهد شد و برای همیشه از خانواده حذف خواهد شد.

 

23)- یکی از رسم های اعراب، رسم هم پیمانی بود؛ نظر قرآن در این مورد چیست؟

 

اعراب، رسم دیگری نیز در ارث داشتند که آن را نیز قرآن کریم منسوخ کرد، و آن رسم «هم پیمانی» بود. دو نفر بیگانه با یکدیگر پیمان می بستند که «خون من، خون تو و تعرض به من، تعرض به تو و من از ارث ببرم و تو از من ارث ببری».

 

به موجب این پیمان، این دو نفر بیگانه در زمان حیات از یکدیگر دفاع می کردند و هر کدام زودتر می مرد، دیگری مال او را به ارث می برد.

 

24)- نظر قرآن کریم در مورد ارث مرد و زن و برادر و خواهر چیست؟

 

از نظر اسلام، پسر دو برابر دختر و برادر دو برابر خواهر و شوهر دو برابر زن ارث می برد. تنها در مورد پدر و مادر است که اگر میت فرزندانی داشته باشد و پدر و مادرش نیز زنده باشند، هریک از پدر و مادر یک ششم از مال میت را به ارث می برند.

 

25)- چرا اسلام سهم ارث زن را نصف مرد قرار داده است؟

 

علت این که اسلام سهم الارث زن را نصف سهم الارث مرد قرار داد، وضع خاصی است که زن از لحاظ مهر و نفقه و سربازی و برخی قوانین جزایی دارد؛ یعنی وضع خاص ارثی زن، معلول وضع خاصی است که زن از لحاظ مهر و نفقه و غیره دارد.

 

26)- چرا آمار طلاق در گذشته بسیار کمتر از امروز بود؟

 

در گذشته، کمتر درباره ی طلاق و عوارض سوء آن و علل پیدایش و افزایش آن و راه جلوگیری از وقوع آن فکر می کردند. در عین حال، کمتر طلاق صورت می گرفت و کمتر آشیانه ها به هم می خورد. مسلماً تفاوت دیروز و امروز در این است که امروز علل طلاق فزونی یافته است. زندگی اجتماعی، شکلی پیدا کرده است که موجبات جدایی و تفرقه و از هم گسستن پیوندهای خانوادگی بیشتر شده است.

 

27)- آیا طلاق باید در کنار ازدواج وجود داشته باشد؟

 

ازدواج، مقدس و کانون خانوادگی، محترم و طلاق امر منفور و مبغوضی است. اجتماع موظف است که علل وقوع طلاق را از بین ببرد. در عین حال، قانون نباید راه طلاق را برای ازدواج های ناموفق ببندد. راه خروج از قید و بند ازدواج، هم برای مرد باز باشد، هم برای زن؛ اما راهی که برای خروج مرد از این بن بست تعیین می شود، با راهی که برای زن تعیین می شود دو تاست.

 

28)- چه کسانی از این که «حق طلاق با مرد است» سوء استفاده می کنند؟

 

آنان که حق طلاق را تنها به مرد داده اند، از دو ناحیه شکایت دارند:

 

1- از ناحیه ی طلاق های ناجوانمردانه ی بعضی از مردان که پس از سال ها پیوند، زناشویی ناگهان هوس زن نو در دلشان پیدا می شود و زن پیشین را که عمر و جوانی و نیروی سلامت خود را در خانه ی آن ها صرف کرده و هرگز باور نمی کرده که روزی آشیانه ی سلامت خود را از او بگیرند، با یک رفتن به محضر طلاق، او را دست خالی از آشیانه ی خود می رانند؛

 

2- از ناحیه ی امتناع های ناجوانمردانه ی بعضی مردان از طلاق زنی که امید سازش و زندگی مشترک میان آن ها وجود ندارد.

 

29)- نظر اسلام در مورد طلاق چیست؟

 

اسلام با طلاق، سخت مخالف است. اسلام می خواهد تا حدود امکان طلاق صورت نگیرد. اسلام، طلاق را به عنوان یک چاره چوبی در مواردی که چاره منحصر به جدایی است، تجویز کرده است. اسلام، مردانی را که مرتب زن می گیرند و طلاق می دهند و به اصطلاح مطلاق می باشند، دشمن خدا می داند.

 

30)- پیشوایان ما با مسئله ی طلاق چگونه برخورد می کردند؟

 

آن چه در سیرت پیشوایان دین مشاهده می شود، این است که تا حدود امکان از طلاق پرهیز داشته اند؛ لهذا طلاق از طرف آن ها بسیار به ندرت صورت گرفته است و هر وقت صورت گرفته، دلیل معقول و منطقی داشته است. مثلاً امام باقر(ع) زنی اختیار کرد و آن زن بسیار مورد علاقه ی ایشان واقع می شود. در جریانی امام متوجه شد که این زن «ناصبیه» است؛ یعنی با علی بن ابیطالب(ع) دشمنی می ورزد و بغض حضرت را در دل می پروراند. امام او را طلاق داد.

 

31)- از نظر اسلام، منتهای اهانت و تحقیر برای یک زن چیست؟

 

یگانه قانون طبیعی در اجتماع مدنی، قانون آزادی – مساوات است. تمام مقررات اجتماعی باید براساس دو اصل آزادی و مساوات تنظیم شود، نه چیز دیگر؛ بر خلاف پیمان ازدواج که در طبیعت جز اصل های آزادی و مساوات ، قوانین دیگری نیز برای آن وضع شده است و چاره ای از رعایت و پیروی آن قوانین نیست. طلاق، مانند ازدواج، قبل از هر قانون قراردادی در متن طبیعت دارای قانون است. همان طور که در آغاز کار و وسط کار یعنی در ازدواج باید رعایت قانون طبیعت بشود، در طلاق نیز که پایان کار است، باید آن قوانین رعایت شود. 

 

32)- عواطف و احساسات زن از کجا گرفته می شود و آیا این عواطف در فرزندان آن ها تأثیر دارد؟

 

وجود زن باید از وجود مرد عواطف و احساسات بگیرد، تا بتواند فرزندان را از سرچشمه ی فیاض عواطف خود سیراب کند. مرد مانند کوهسار است و زن به منزله ی چشمه و فرزندان به منزله ی گل ها و گیاه ها را شاداب و خرم نماید. اگر باران به کوهسار نبارد، یا وضع کوهسار طوری باشد که چیزی جذب زمین نشود، چشمه خشک و گل ها و گیاه ها می میرند.

 

33)- چرا اسلام طلاق را به تأخیر می اندازد و برای آن مانع ایجاد می کند؟

 

اسلام از هر چیز که مرد را از طلاق منصرف کند، استقبال می کندف اسلام عمداً برای طلاق شرایط و مقرراتی قرار داده که طبعاً موجب تأخیر افتادن طلاق و غالباً موجب انصراف از طلاق می گردد. اسلام، علاوه بر این که مجریان صیغه و شهود و دیگران را توصیه کرده که با کوشش های خود مرد را از طلاق منصرف کنند، طلاق را جز در حضور دو شاهد عادل صحیح نمی داند. بدیهی است این همه عایق و مانع ایجاد کردن، به منظور این است که در این مدت ناراحتی ها و عصبانیت هایی که موجب تصمیم به طلاق شده است، از میان برود و زن و مرد به زندگی عادی خود برگردند.

 

34)- آیا مشکل طلاق به عدم استقلال اقتصادی زن مربوط است؟

 

به هر حال مقصود این است که مشکل بی آشیانه شدن زن به قانون طلاق مربوط نیست، تغییر قانون طلاق آن را اصلاح نمی کند، این مشکل به مسئله ی استقلال و عدم استقلال اقتصادی زن مربوط است و اسلام آن را حل کرده است. این مشکل در بیان ما از بی خبری گروهی از زنان از تعالیم اسلامی، و غفلت و ساده دلی عده ای دیگر ناشی می شود. زنان اگر به فرصتی که اسلام در این زمینه به آن ها داده است، آگاه شوند و در فداکاری و گذشت در راه شوهر ساده دلی نشان ندهند، این مشکل خود به خود حل شده است.

 

35)- مردی که می خواهد زنش را طلاق دهد، چه وظیفه ای دارد؟

 

طلاق، حق طبیعی مرد است؛ اما به شرط این که روابط او با زن جریان طبیعی خود را طی کند. جریان طبیعی شوهر با زن به این است که اگر می خواهد با زن زندگی کند؛ از او به خوبی نگهداری کند، حقوق او را ادا نماید، با او حسن معاشرت داشته باشد؛ و اگر سر زندگی با او ندارد، به خوبی و نیکویی او را طلاق دهد؛ یعنی از طلاق او امتناع نکند، حقوق واجبه ی او را به علاوه ی مبلغی دیگر به عنوان سپاسگزاری به او بپردازد «وَ مَتَّعُوهُنَّ عَلَی الموُسِعِ قَدَرُهُ» و علقه ی زناشویی را پایان یافته اعلام کند.

 

36)- چرا بعضی از ازدواج ها مانند سرطان است و زن باید بسوزد و بسازد؟

 

به عقیده ی این جانب، این طرز تفکر با اصول مسلّم اسلام تضاد قطعی دارد. دینی که همواره دم از عدل می زند، «قیام به قسط» یعنی برقراری عدالت را به عنوان یک هدف اصلی و اساسی همه ی انبیا می شمارد «لَقَد اٌرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیَّناتِ وَ أنزَلنا مَعَهُمُ الکِتابَ وَ المیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالقِسطِ » چگونه ممکن است برای چنین ظلم فاحش و واضحی چاره اندیشی نکرده باشد؟

 

مگر ممکن است اسلام قوانین خود را به صورتی وضع کند که نتیجه اش این باشد که بیچاره ای مانند یک بیمار سرطانی رنج بکشد تا بمیرد. 

 

37)- آیا خداوند در مورد ازدواج از مردان اعتراف گرفته است که از زن به خوبی نگهداری کنند؟

 

در آیه ی 21 سوره نساء می فرماید:

 

«وَ کَیفَ تَاخُذُونَهُ وَ قَد اٌفضی بَعضُکُم إِلی بَعضٍ وَ اٌخَذنَ مِنکُم میثاقاً غَلیظّا»؛ یعنی چگونه مهری که به زنان داده اید (با زور و در مضیقه قرار دادن) از آن ها می گیرید؟ و حال آن که به یکدیگر کام گرفته اید و زنان از شما پیمان استوار و شدیدی گرفته اند.

 

مفسرین شیعه و سنی اعتراف دارند که مقصود از «فَإِمساکٌ به معروف اٌو تَسریحُ بِإِحسانٍ» از مردان گرفته است؛ یعنی همان پیمانی که امام صادق(ع) فرمود: مرد هنگام ازدواج باید بدان اعتراف و اقرار کند که زن را به شایستگی نگهداری کند و یا به نیکی رها نماید.                                                                                            

 

38)- آیا اسلام به مرد زورگو اجازه داده است تا با زن برخورد نامناسبی داشته باشد؟

 

شیخ طوسی در کتاب خلاف(جلد2، صفحه ی 185)، پس از آن که درباره ی «عنه» یعنی ناتوانی جنسی نظر می دهدو می گوید پس از آن که ثابت شد که مرد «عنین» است، زن خیار فسخ دارد؛ می گوید اجماع فقها بر این مطلب است. آن گاه می گوید: و نیز به این آیه استدلال شده است: «فَإمساکٌ به معروف اٌو تَسریحُ بِإِحسانٍ». عنین چون قادر نیست از زن به خوبی و شایستگی نگهداری کند، پس باید او را رها کند.

 

از مجموع این ها به خوبی و به صورت قاطع می توان فهمید که اسلام هرگز به مرد زورگو اجازه نمی دهد که از حق طلاق سوء استفاده کند و زن را به عنوان یک محبوس نگهداری کند.

 

39)- اسلام، با چند زنی چه برخوردی داشته است؟

 

اسلام چند زنی را بر خلاف چند شوهری، به کلی فسخ و لغو نکرد، بلکه آن را تحدید و تقیید کرد؛ یعنی از طرفی نامحدودی را از میان برد و برای آن حداکثر قایل شد، که چهار تاست و از طرف دیگر برای آن قیود و شرایطی قرار داد و به هر کس اجازه نداد که همسران متعدد انتخاب کند. در آینده درباره ی آن قیود و شرایط و همچنین درباره ی این که چرا اسلام چند زنی را به طور کلی لغو نکرد، بحث خواهیم کرد.

 

40)- دلایل شکست چند شوهری چیست؟

 

علت شکست چند شوهری این است که نه با طبیعت مرد موافق است و نه با طبیعت زن. اما از نظر مرد برای این که اولاً با روحیه ی انحصار طلبی مرد ناسازگار است و ثانیاً با اصل اطمینان پدری مخالف است. علاقه به فرزند، طبیعی و غریزی بشر است؛ بشر طبعاً می خواهد توالد و تناسل کند و می خواهد رابطه اش با نسل آینده و نسل گذشته مشخص و اطمینان بخش باشد؛ می خواهد بداند پدر کدام فرزند است و فرزند کدام پدر است.

 

چند شوهری زن، با این غریزه و طبیعت آدمی ناسازگار بوده است؛ بر خلاف چند زنی مرد که از این نظر به مرد لطمه می زند، نه به زن.

 

41)- چرا اسلام به مردان اجازه ی چند زنی داده، ولی به زنان اجازه ی چند شوهری نداده است؟

 

می گویند گروهی از زنان (در حدود چهل نفر) گرد آمدند و به حضور علی بن ابیطالب رسیدند؛ گفتند: چرا اسلام به مردان اجازه ی چند زنی داده، اما به زنان اجازه ی چند شوهری نداده؟ آیا امر یک تبعیض ناروا نیست؟

 

علی(ع) دستور داد ظرف های کوچکی از آب آوردند و هر یک را دست یکی از آن زنان داد. سپس دستور داد همه ی آن ها را داخل یک ظرف بزرگی که وسط مجلس بود، خالی کنند. دستور اطاعت شد؛ آن گاه فرمود: هریک از شما دو مرتبه ظرف خود را از آب پر کند، اما باید هریک از شما عین همان آبی که در ظرف خود داشته را بردارد.

 

گفتند: این چگونه ممکن است؟ آب ها با یکدیگر ممزوج شده اند و تشخیص آن ها ممکن نیست.

 

علی(ع) فرمود: اگر یک زن چند شوهر داشته باشد، خواه ناخواه با همه ی آن ها هم بستر می شود و بعد آبستن می گردد؛ چگونه می توان تشخیص داد که فرزندی که به دنیا آمده، از نسل کدام شوهر است؟

 

42)- در امر زناشویی چند عنصر دخالت دارند؟

 

در امر زناشویی، دو عنصر دخالت دارد: یکی مادی و دیگری معنوی، عنصر مادی زناشویی، جنبه های جنسی آن است که در جوانی در منتهای اوج و غلیان است و تدریجاً رو به کاهش و آرامش می رود. جنبه ی معنوی آن، عواطف رقیق و صمیمانه ای است که میان آن ها حکم فرما می شود و احیاناً هرچه زمان می گذرد، نیرومندتر می گردد.

 

یکی از تفاوت های زن و مرد این است که برای زن، عنصر دوم بیش از عنصر اول اهمیت دارد؛ بر خلاف مرد. زناشویی برای زن بیشتر جنبه ی معنوی دارد و برای مرد بیشتر جنبه ی مادی و لااقل جنبه ی مادی و معنوی زناشویی برای مرد مساوی است.

 

43)- آیا قانون تعدد زوجات در تورات و دین مسیح هم آمده است؟

 

ناگفته نماند که نبودن تعدد زوجات به صورت مشروع در میان غربی ها، چه خوب و چه بد، مربوط به مذهب مسیح نیست. در اصل دین مسیح، نصّی بر منع تعدد زوجات نیست بلکه چون حضرت مسیح مقررات و تورات را تأیید کرده است و در تورات تعدد زوجات به رسمیت شناخته شده است، باید بگوییم در اصل دین مسیح، تعدد زوجات تجویز شده است؛ حتی گفته می شود که قدمای مسیحیون دارای زوجات متعدد بوده اند. پس خودداری غرب از تعدد زوجات به صورت شرعی و قانونی، علت یا علل دیگری داشته است.

 

44)- چرا با این که تولد دختران بیشتر از پسران نیست، اما دختران آماده به ازدواج آمار بیشتری دارند؟

 

علت دیگر که علت اساسی و مهم تر است، این است که با این که موالید دختر از موالید پسر بیشتر نیست و احیاناً در بعضی کشورها موالید پسر بیشتر است، همواره به واسطه ی این که تلفات جنسی ذکور از تلفات جنسی اناث بیشتر است، در سنین ازدواج توازن به هم می خورد. گاهی به صورت فاحش تفاوت پیدا می شود و عده ی زنان آماده ازدواج بر عدد مردان آماده ی ازدواج به مقیاس وسیعی فزونی می گیرد. لهذا ممکن است مجموع عدد سنین ذکور یک کشور با عدد جنس اناث آن مساوی یا بیشتر باشد، اما در طبقه ی آماده به ازدواج، یعنی طبقه ای که به سن قانونی ازدواج رسیده اند، کار بر عکس بوده باشد.

 

45)- چرا تلفات مردان نسبت به زنان بیشتر است، که آمار زنان آماده ی ازدواج بیشتر شود؟

 

علت این امر واضح است؛ تلفات جنس مرد از تلفات جنس زن بیشتر است. این تلفات معمولاً در سنین واقع می شود که مرد باید سرپرست خانواده باشد. اگر اندکی به مرگ هایی که در اثر حوادث پیش می آید توجه کنیم، از جنگ ها، غرق شدن ها و غیره؛ تنها خواهیم دید همه ی این حوادث و تلفات متوجه جنس مرد است؛ ندرتاً زنی در میان این ها دیده می شود. چه در مبارزه ی انسان با انسان، چه در مبارزه ی انسان با طبیعت، تلفات متوجه مرد می شود.

 

46)- نظر اسلام در مورد چند زنی چیست؟

 

اسلام می گوید: این مشکل را به این صورت حل کنید که یک نفر مرد واجد شرایط مالی و اخلاقی و جسمی، بیش از یک زن را تکفل کند؛ زن دوم را همسر قانونی و شرعی خود قرار دهد؛ میان او و همسر اولش و همچنین میان فرزندان این زن و همسر اولش هیچ گونه تبعیض و تفاوتی قایل نشود.

 

زن اول تحت عنوان یک وظیفه ی اجتماعی نسبت به خواهرش، از حق خویش بگذرد و فداکاری کند و این نوع اشتراک و سوسیالیسم را که ضروری ترین انواع سوسیالیسم است، بپذیرد.

 

47)- آیا در اروپا، مثلاً در کشور انگلستان تعدد زوجات رواج دارد؟

 

در حال حاضر در انگلستان تعدد زوجات ممنوع است، اما همجنس بازی رواست. از نظر این مردم، اگر یک مرد برای زن خود «هوویی» از جنس زن بیاورد، جایز نیست، یک عمل غیر انسانی کرده است، اما اگر هوویی از جنس مرد بیاورد، عمل شرافتمندانه و انسانی و متناسب با مقتضیات قرن بیستم انجام داده است!

 

به عبارت دیگر، به فتوای اهل حل و عقد انگلستان، اگر هووی زن ریش و سبیل داشته باشد، چند همسری اشکال ندارد! این که می گویند دنیای غرب، مسائل جنسی و خانوادگی را حل کرده است و ما باید از راه حل آن ها استفاده کنیم؛ به این نحو حل کرده که دانستید.

 

48)- آیا می توانیم تساوی حقوق انسانی زن و مرد را بهانه ای برای تشابه حقوق آن ها قرار دهیم؟

 

البته ما مدعی نیستیم که زن و مرد از لحاظ زیست شناسی و روان شناسی وضع مشابهی دارند. برعکس، معتقدیم زیست شناسی و روان شناسی مرد و زن متفاوت است و خلقت از این تفاوت هدف داشته است، به همین جهت نباید تساوی حقوق انسانی زن و مرد را بهانه برای تشابه و یک نواختی حقوق آن ها قرار داد.

 

از نظر روحیه ی تک همسری نیز قطعاً زن و مرد روحیه های متفاوت دارند. زن طبعاً تک شوهر است؛ چند شوهر بر ضد روحیه ی اوست. نوع تمنیات زن از شوهر با چند شوهری سازگار نیست؛ اما مرد طبعاً تک همسر نیست؛ به این معنی که چند زنی بر ضد روحیه ی او نیست. چند زنی با نوع تمنیاتی که مرد از وجود زن دارد، ناسازگار نیست.

 

49)- چه چیزهایی عوامل خیانت در محیط های اجتماعی را به وجود می آورد؟

 

به عقیده ی ما، عوامل خیانت را محیط های اجتماعی در مرد به وجود می آورند، نه خلقت و طبیعت. مسئول خیانت مرد، خلقت نیست؛ محیط اجتماعی است. عوامل خیانت را محیطی به وجود می آورد که از یک طرف زن را تشویق می کند تمام فنون اغوا و انحراف را برای مرد بیگانه به کار ببرد، هزار و یک نیرنگ برای از راه بیرون رفتن او بسازد، و از طرف دیگر به بهانه ی این که یگانه صورت قانونی ازدواج تک همسری است، صدها هزار بلکه میلیون ها زن آماده و نیازمند به ازدواج را از حق زناشویی محروم می کند و آن ها را برای اغوای مرد روانه ی اجتماع می سازد.

 

50)- مسئله ی چند همسری را در قرن بیستم چگونه ارزیابی می کنید؟

 

مرد قرن بیستم در بسیاری از مسائل مربوط به حقوق خانوادگی توانسته است نعل وارونه بزند و با نام های قشنگ تساوی و آزادی، زن را اغفال کرده و از تعهدات خود نسبت به او بکاهد و بر کامگیری های بی حساب خود بییفزاید. اما در کمتر مسئله ای به اندازه ی تعدد زوجات از این جهت موفقیت داشته است.

 

51)- سعادت و خوشبختی زناشویی در گرو چه عواملی است؟

 

سعادت و خوشبختی زناشویی در گرو صفا، صمیمیت، گذشت، فداکاری، وحدت و یگانگی است، و همه ی این ها در چند همسری به خطر می افتد.

 

گذشته از وضع ناهنجار زنان و فرزندان دو مادره، از نظر خود مرد آنقدر مسئولیت های تعدد زوجات سنگین است که رو آوردن به آن، پشت کردن به مسرت و آسایش است.

 

52)- چه چیزهایی در روابط زناشویی نقش عمده و مؤثر دارند؟

 

در روابط زناشویی، آنچه عمده و اساس است، امور روحی و معنوی است، عشق و عاطفه و احساسات است. کانون ازدواج و نقطه ی پیوند دو طرف به یکدیگر دل است، عشق و احساسات مانند هر امر روحی دیگر قابل تجزیه و تقسیم نیست؛ نمی توان آن ها را میان افراد سرشکن و جیره بندی کرد. مگر ممکن است دل را دو نیم کرد و پا در دو جا به گرو گذاشت؟ مگر می شود قلب را به دو نفر تسلیم کرد؟ عشق و پرستش یکه شناس است، شریک و رقیب نمی پذیرد جو و گندم نیست که بشود پیمانه کرد و به هر نفسی سهمی داد. به علاوه احساسات قابل کنترل نیست، آدمی در اختیار دل است، نه دل در اختیار آدمی. پس آن چیزی که روح ازدواج است و جنبه ی انسانی آن است و روابط دو انسان را از روابط دو حیوان متمایز می کند، نه قابل قسمت است نه قابل کنترل، پس تعدد زوجات محکوم است.

 

53)- نظرتان در مورد هوو و هووگری چیست؟

 

هووگری، ضرب المثلی ناسازگار است. برای زن، دشمنی بالاتر از هوو وجود ندارد. چند همسری، زنان را به قیام و اقدام علیه یکدیگر و احیاناً شوهر وا می دارد، و محیط زناشویی را – که باید محیط صفا و صمیمیت باشد – به میدان جنگ و جدال و کانون کینه و انتقام تبدیل می کند. دشمنی و رقابت و عداوت میان مادران، به فرزندان آن ها نیز سرایت می کند؛ دو دستگی ها و چند دستگی ها به وجود می آید. محیط خانوادگی – که اولین مدرسه و پرورشگاه روحی کودکان است و باید الهام بخش نیکی و مهربانی باشد – درس آموز نفاق و نامردی می گردد.

 

54)- عالی ترین فضیلت انسانی چیست و چگونه می شود آن را به اجرا در آورد؟

 

عدالت، عالی ترین فضیلت انسانی است. شرط عدالت یعنی شرط واجد بودن عالی ترین نیروی اخلاقی. با توجه به این که معمولاً احساسات مرد نسبت به همه ی زن ها یکسان و در یک درجه نیست، رعایت عدالت و پرهیز از تبعیض میان زنان یکی از مشکل ترین وظایف به شمار می رود.

 

همه می دانیم رسول اکرم(ص) در ده سال آخر عمر خود، یعنی در دوره ی مدینه – که دوره ی جنگ های اسلامی بود و زنان بی سرپرست در میان مسلمین زیاد بود. زنان متعدد را اختیار کرد. اکثریت زنان پیغمبر(ص) بیوه و بزرگسال بودند و غالباً از شوهران سابق خود فرزندانی داشتند. تنها دوشیزه ای که پیغمبر اکرم(ص) با او ازدواج کرد، عایشه بود. عایشه به همین جهت همیشه تفاخر می کرد و می گفت: من تنها زنی هستم که جز پیغمبر(ص) شوهر دیگری او را لمس نکرده است.

 


 

وب سایت افق نور