(کانون خیرین خادمان حضرت رقیه (س

تلاش وب سایت افق نور ، ترویج فرهنگ بسیج است

(کانون خیرین خادمان حضرت رقیه (س

تلاش وب سایت افق نور ، ترویج فرهنگ بسیج است

(با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود وب سایت افق نور نقش کاملا موثری ایفا می کند لذا صمیمانه از شما خواهشمندیم با عنایت به حدیث شریف نبوی که «مومن آیینه مومن است»، شما نیـز آیینه ما باشیـد و با یادآوری نقاط قوت و ضعف، ما را از این فیض الهی محروم نفرمایید... با تشکر مدیریت وب سایت افق نور****************** سلام خدمت کاربران گرامی «کانون خیرین خادمان حضرت رقیه(س) مفتخر است از مهر 1395 تا خرداد 1396 تعداد 1350 نفر از جوانان استان تهران را جهت اشتغال به 12 سازمان دولتی و انقلابی معرفی نماید و تعداد چشم گیری استخدام شده اند و 50 خانواده بی سرپرست را شناسایی نموده و به تعدادی نیز کمک نماید با تشکر مدیریت کانون خیرین خادمان حضرت رقیه (س»
(کانون خیرین خادمان حضرت رقیه (س
پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد.امام خمینی(ره)
ایمیل: websiteofoghenoor@yahoo.com
جیمیل: websiteofoghenoor@gmail.com
نویسندگان
آخرین نظرات

کانون خیرین خادمان حضرت رقیه (س)

گالری عکس

گالری تصاویر
طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب در فروردين ۱۳۹۶ ثبت شده است

روایات و داستان های از ابلیس (شیطان)

قسمت دوم

وحشت "شیطان" از نزول آیه توبه

امام صادق (ع) فرمودند:وقتی این آیه نازل شد.

"والذین اذا فعلوا فاحشه او ظلموا انفسهم ذکروا الله فاستغفروا الذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله"

نیکوکاران کسانی هستند که هر گاه کار ناشایسته ای انجام دهند یا ظلمی به نفس خویش کنند خدا  را به یاد اورند و از گناهان خود به درگاه خداوند توبه می کنند و می دانند جز خدا هیچ کس نمی گویند گناهان خلق را بیامرزد.

"شیطان" بالای کوهی در مکه رفت که آن کوه " نور" می نامند.

(همان کوهی که پیامبر اسلام هنگام هجرت سه شبانه روز در آن مخفی بود)

و با صدای بلند فرزندان خود را صدا کرد.وقتی فریاد او بلند شد همه آن ها دورش جمع شدند و گفتند: ای بزرگ ما برای چه ناراحتی و به چه جهت ما راصدا زدی؟

جواب داد:این آیه توبه برای بخشش گناهان مردم مجرم بر پیامبر اسلام نازل شده است حال چه باید کردکه مردم را روانه جهنم کنیم؟

یکی از آنها گفت: من به واسطه شراب و قمار آنان را روانه جهنم می کنم، گفت: خیر تو اهل آن نیستی و مردم بعد از خوردن شراب و قمار باز توبه می کنند.

دیگری بلند شدو گفت: مردم را تشویق به زنا می کنم و به این سبب آنان را جهنمی می نمایم. "شیطان" گفت: تو هم اهلش نیستی زیرا مردم بعد از مرتکب شدن به زنا باز توبه می کنند و بهشتی می شوند.

بعد از آن"وسواس الخناس" بلند شد و گفت: من اهل آن هستم. گفت: با چه وسیله؟

جواب داد: به وسیله وعده من فرزندان آدم را وعده می دهم تا آنها را به خطا و گناه وادار کنم. وقتی آنها به گناه افتادند توبه کردن را از یاد آنها می برم و نمی گذارم "شیطان" او را بغل کرد پیشانی او را بوسید و گفت: توسزاوار چنین کاری هستی و او را موکول بر اولاد نمود تا روز قیامت.

ایامی که "شیطان" در غل و زنجیر است.

خداوند معتال برای آزادی انسان از شر "شیطان" بعضی اوقات و بعضی ماه ها را چنین قرار داده است.که در آن ها "شیطان" رت به غل و زنجیر می کشد و به زندان می اندازد.

نمونه اول: ماه مبارک رمضان است.

امام صادق (ع)در این باره چنین می فرماید: در ماه مبارک رمضان درهای آسمان به روی همه بندگان خدا باز می شود و شیاطین دراین ماه به غل و زنجیر می بندند (و آن ها را به زندان می اندازند) و از این جهت اعمال بندگان قبول درگاه خداوند می گردد.

نمونه دوم: هنگام ولادت آن حضرت "شیطان"را به زنجیر بستند و چهل روز او را در قلعه ای زندانی نمودند تخت او را چهل روز در آب شناور کردند بت ها همه سر نگون شدندو صدای واویلا از "شیطان" بلند شد.

در هفت مورد"شیطان"به انسان نزدیک می شود.

در هفت مورد"شیطان"به انسان نزدیک می شود و ممکن است. در بعضی از موارد لطمه جانی هم به انسان وارد کند.

انسان باید طوری رفتار کند که "شیطان"همواره از او دور شده و فاصله بگیرد. او باید مواظب باشد که به "شیطان" نزدیک نشود ولی گاهی انسان از روی بی اطلاعی یا بی توجهی ممکن است .کاری کند که " شیطان" به وسیله آن کار خود را به او نزدیک کند و امکان دارد ضرری هم به او برساند از جمله:

  1. بول کردن در قبرستان بخصوص بر روی قبر یا کنار آن این  کار توهین و جسارت به اهل قبور است.

  2. ادرار کردن در آب ایستاده و راکد چون موجوداتی که در آب هستند اذیت می شوند و یا از بین می روند

حضرت رسول(ص) می فرمایند: در آب ایستاده بول نکنید زیرا برای آب هم اهلی هست و در اثر بول کردن در آب آن ها اذیت می شوند.

  1. در حال ایستاده بول  کردن و این نیز برای وجود انسان طبق نظریه پزشکان زیان اور است.

  2. با یک کفش  راه رفتن یعنی یک پای انسان کفش داشته و یک پا بدون کفش باشد.

  3. شب را تنها خوابیدن در خانه ای که غیر از انسان کس دیگری در آن نباشد.

  4. تنها در آب رودخانه های بزرگ یا سیلاب ها شنا کردن چون احتمال خطر می رود. که "شیطان"در این چند جا با سرعت خود را به انسان نزدیک می کند.و گاهی نیز باعث  از بین رفتن انسان می شود.

در حدیث دیگری از امام صادق (ع) امده است که: اگر کسی این کارها را کرد و دچار بلا و ناراحتی شد سرزنش نکند مگر خودش را.

شراب یکی از دام های خطرناک"شیطان".

علی (ع) در این باره می فرمایند: یکی از چیزهای که فتنه و فساد از آن بر می خیزد شراب خمر است و آن دام "شیطان" می باشد، کسی که شراب را دوست داشته باشد بهشت بر او حرام می شود تا زمانی که انسان شراب نخورده باشد عقل و شعور او پا برجاست. ولی هنگامی که  وسوسه شد و بدان الوده گشت مهارعقلش از دستش بیرون می رود. و مانند حیوانات بلکه بدتر و پست تر از حیوانات می شود. ممکن است به  هر گناهی دست بزند و از هیچ کار و خلافی رو گردان نخواهد بود.

انسان با خوردن شراب و مست شدن ممکن است پدر و مادر و نزدیکان خود را نیز بکشد و یا نعوذبالله به مادر و خواهر تجاوز کند. پس داستان زیر رو بخوانید.

فریب "شیطان" نسبت به جوان .

"شیطان" روزی بر جوانی وارد شد و گفت: من مرگ هستم. اگر میخوای از دست من رها شوی باید پدر پیر خود را بکشی یا دست و پا و سینه خواهر خود را بشکنی یا چند جرعه از شراب را بخوری. جوان قدری فکر کرد و گفت پدرم را نمی کشم زیرا احترامش بر من واجب است. دست و پای خواهرم را هم نمی شکنم زیرا برای من عزیز است. درباره آنها ظلمی نمی کنم. اما برای نجات خود چند جرعه شراب می نوشم واز دست مرگ رهای می یابم. اما وقتی که "شیطان" او را به دام انداخت و در دام شراب گرفتار کرد هم پدر خود را کشت و هم دست وپا و سینه خواهرش را شکست.

"شیطان" از بلند گفتن" بسم الله الرحمن الرحیم" بدش می آید.

در بعضی از برادران اهل سنت دیده شده است که در نمازهای جماعت "بسم الله الرحمن الرحیم"را آهسته می گویند بر خلاف شیعیان که آن ها بلند می گویند "شیطان" از بلند گفتن "بسم الله" بدش می آید. از امام جماعتی که " بسم الله الرحمن الرحیم" را بلند بگوید فرار می کنند.

امام زین العابدین(ع) به ابوحمزه ثمالی فرمود: وقتی که صف جماعت بسته میشود. ابلیس می آید و از "شیطان" که موکل بر امام جماعت است می پرسد: ایا امام جماعت "بسم الله" را بلند گفت یا آهسته؟ اگر بگوید بلند گفت می گریزد و اگر بگوید آهسته گفت: "شیطان" می آید و بر دوش آن پیش نماز سوار می شود تا از نماز فارغ شود.

راههای فریب"شیطان"

پیامبر اکرم(ص) فرمود: وقتی که "شیطان" از طرف خداوند طرد و رانده شد و از آسمان به زمین فرستاده شد. به خدا عرض کرد: خدایا مرا به زمین فرستادی مرا از خود راندی پس خانه ای برای من قرار بده خدا فرمود: حمام خانه ات باشد گفت محلی برای نشستن من قرار بده خداوند فرمود: بازار و سر گذرگاها وچهارراه ها گفت: غذای برایم قرار بده خداوند فرمود: آنچه اسم خدا بر آن برده نشده کنایه از: "بسم الله الرحمن الرحیم" را نگفتن. گفت: نوشیدنی برایم قرار بده خداوند فرمود: هر مایعی که مست کننده باشد. کنایه از: " شراب" گفت: موذنی برایم قرار بده خداوند فرمود: الات موسیقی گفت:چه  بخوانم؟ خداوند فرمود: شعر گفت: کتابی برایم قرار بده خداوند فرمود: دروغ، گفت: وسیله صیدی برایم مقرر بده خداوند فرمود: زنان

پسر با ایمان و پدر با "شیطان"

یکی از علمای بزرگ نقل می کرد که مردی در اصفهان  کارهای عجیب و غریبی می کرد. و از امور پنهانی خبر  می داد.هنگامی که موسم حج فرا رسید و روز هفتم  ماه ذی الحجه از اصفهان حر کت میکرد. وموقع حج با  حجاج اعمال را انجام میداد و قبل از تمام مردم به اصفهان بر می گشت با اینکه در آن زمان هواپیما نبود. سرانجام آن مرد با کمال احترام ومحبوبیت از دنیا رفت پس از مدتی روزی  پسرش در خانه نشسته بود و در آن روز هم هفتم ماه ذی الحجه بود مردی داخل شد و گفت: من همه ساله در چنین روزی پدرت را سوار می کردم و به مکه می بردم اکنون برخیز و سوار شو. من سوار شدم مرا به صحرا برد. در آنجا مرا پیاده کرد و گفت: من "شیطانم" پدرت برای من سجده می کرد. تو هم برای من سجده کن گفتم: من برای  غیر خدا سجده نمی کنم او اصرار کرد و من اجابت نکردم. سرانجام مرا در بیابان رها کرد و رفت. من از خدا خواستم که از آن گرفتاری نجاتم دهد و مرا به شهر برساند. خداوند هم راه را به من نشان داد و من به شهر برگشتم. پس از این حادثه پسر همواره به پدر"شیطان" پرست خود لعن می کرد

آشامیدن آب نیسان جلوگیری از وسوسه های "شیطان" .

آب نیسان آب بارانی است که بعد از ۲۳ روز که از عید نوروز گذشت تا ۳۰ روز بعد از آن می گیرند.کسی که دوست دارد "شیطان" با وسوسه خود او را اذیت نکند از آب نیسان بیاشامد.

 جوانی که با وسوسه "شیطان" جانش را از دست داد.

مفضل بن بشیر می گویند:

همراه قافله به سفر حج می رفتیم. در بین راه به قبیله ای از اعراب چادر نشین رسیدیم. ضمن بحث و گفتگو درباره آن قبیله شخصی گفت: در میان این قبیله زنی است که در زیبای و جمال  نظیر ندارد و در معالجه و درمان مار گزیدگی تخصص و مهارتی عجیب دارد. ما به فکر افتادیم که آن زن را از نزدیک ببینیم. برای دیدن آن زن زیبا بهانه ای جز به عنوان "معالجه مار گزیدگی" وجود نداشت. جوانی از همراهان ما که از شنیدن اوصاف آن زن فریفته ی جمال وی شده بود تکه چوبی از روی  زمین برداشت و پای خود رابا آن چوب به اندازه خراشید که خون الود شد پس به عنوان درمان زخم مار به خانه ی آن زن رفتیم و او را از زیبای مانند خورشید درخشان دیدیم. آن جوان خراش پای خود را نشان داد و گفت: این اثر ماری است که ساعتی پیش مرا گزیده است و اینک میخواهم آنرا مداوا کنی. زن زیبا روی نگاهی به خراش پای جوان انداخت و پس از معاینه گفت: این زخم مار نیست  ولی از چیزی که الوده به ادرار مار بوده خراش برداشته و این آلودگی بدن را  مسموم کرده و علاج پذیر نیست و من اینطور تشخیص میدهم که تا چند  ساعت دیگر خواهی مرد. جوان هوسران که از دیدن روی طبیب ماهروی خود را باخته و همه چیز را فراموش کرده بود ناگهان به خود آمد و تازه متوجه شد که در راه یک فکر شیطانی چگونه جان خویش را در معرض خطر مرگ  قرار داده  است اما دیگر کار از کار گذشته بود. سرانجام وقتی آفتاب به میان آسمان رسید جوان باهوس بر اثر مسمومیتی که از ناحیه آن چوب الوده پیدا کرده بود دیده از جهان فرو بست و قربان نگاه هوس آلود به یک زن نامحرم شد.

وب سایت افق نور

روایات و داستان های از ابلیس (شیطان)

قسمت اول

مزد عمل شیطان

بعد از آن که شیطان از سجده کردن بر آدم سرپیچی کرد و از بهشت بیرون شد. گفت : پروردگارا! حالا که مرا بیرون و از رحمت خود دور می کنی ، عبادات من چه می شود، هزاران سال عبادتت کرده ام که فقط چهار هزار سال آن را به دو رکعت نماز گذراندم ! علاوه بر آن خودت فرمودی ، عمل عمل کنندگان را ضایع نمی کنم ! آیا سزاوار است که با یک اشتباه ، مزد عمل چندین هزار ساله من به کلی از بین برود؟ خطاب رسید که مزد هیچ کس در پیش من ضایع نمی شود؛ ولی کسی که قابلیت نداشته باشد پاداش کارش را در آخرت دهم در دنیا هر چه بخواهد، می دهم . شیطان عرض کرد: من هم مزد عمل خود را در دنیا از تو طلب می کنم . چون به واسطه آدم جهنمی شدم حاجات خود را درباره آدم و فرزندان او قرار می دهم ! خطاب شد: حاجات خود را بگو تا به تو ببخشم ! شیطان در جواب گفت : اول آن که ، اجازه دهی تا روز قیامت زنده باشم . خدا در جوابش فرمود: اگر می خواهی از صدمه مرگ و جان کندن نجات یابی یا شربت ناگوار آن را نچشی ، اراده من بر این است که هر کس به دنیا آید مزه مرگ را بچشد و اگر کسی مرگ سراغش نیاید در آخرت هم که مردن نیست . آن روز همه زنده می شوند، مؤمنان در ناز و نعمت بهشت و مشرکان در عذاب و نقمت جهنم خواهند بود. چون نجات از مرگ برای کسی نیست ؛ تو را مهلت می دهم تا روزی که معلوم است . - شاید مراد روز ظهور امام عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - باشد که به دست لشکر آن حضرت کشته می شود و شاید هم روز آخر دنیا باشد. دوم این که ، خدایا! از تو می طلبم که در مقابل هر یک از فرزندان آدم ، دو فرزند به من عطا کنی ! از این رو، در اخبار وارد شده : برابر هر یک نفر از اولاد آدم که متولد می شود، دو شیطان بر او مسلط است و او را اغوا می کنند. سوم ، گفت : خدایا! از تو می خواهم که مرا در بدن اولاد آدم مانند خون جریان دهی که از هر جای بدن او بخواهم ، بتوانم او را به معصیت بکشانم . چهارم . از تو می خواهم که فرزندان آدم ما را نبینند، ولی ما آنها را ببینیم ! پنجم ، از تو می خواهم این قدرت را به من بدهی که به هر صورت بخواهم بتوانم در آیم . بنابر این (در هر جا و هر شکلی که می خواهد در می آید تا شاید مردم را فریب دهد). همان طور که در روز سقیفه بنی ساعده ، مجلس ‍ شورای مکه که علیه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم تشکیل شده بود، خود را به صورت پیرمردی نجدی در آورده و کار را برای آنان آسان کرد (که در داستان شیطان و مجلس شورای مکه بیان شده است). و در اول خلافت ابوبکر به شکل پیرمردی زاهد در آمد، اول به ابوبکر بیعت کرد تا مردم تشویق شدند و ده ها داستان دیگر که در مباحث کتاب آورده شده است . ششم . پروردگار! از تو می خواهم تا روح در بدن اولاد آدم است بر آن مسلط باشم ! هفتم ، عرض کرد: خدایا! از تو می خواهم مرا مخصوصا در سینه آدم و اولاد او مسلط گردانی تا او را وسوسه کنم . چنان چه در قرآن می فرماید: الخناس الذی یوسوس فی صدور الناس من الجنه و الناس ؛

شیطانی که وسوسه و اندیشه بد در دل مردم می افکند، وسوسه او، هم در دل جن باشد و هم در دل انسان . خداوند هم در پایان هر یک از خواسته های او فرمود، راضی شدم . وقتی شیطان این حاجات را از خداوند گرفت ، عرض کرد: فبعزتک لاغوینهم اجمعین ای خدا! به عزت و بزرگواری خودت ، همه آنها را گمراه و از راه راست منحرف می کنم . سپس شیطان گفت : من آنها را از پیش رو (آنها که آخرت را در پیش دارند در نظرشان کوچک و ساده جلوه می دهم السلام) و از پشت سر (آنها را که به جمع آوری اموال و ثروت مشغول هستند به بخل و نپرداختن حقوق واجب دستور می دهم السلام) و از طرف راست (امور معنوی را به وسیله شبهه و شک و تردید ضایع می سازم)، و از طرف چپ (لذت مادی و شهوات را در نظر آنها جلوه می دهم .) و سراغشان می روم و تو اکثر آنها را شکر گزار نخواهی یافت.

ازدواج شیطان

راجع به ازدواج ابلیس که چه موقع بوده ، و با چه کسی ازدواج نموده و همسر او چگونه پیدا شده و دختر چه کسی است ؟ دو قول نقل شده : مجمع البحرین در لغت شیطان می نویسد: وقتی خداوند متعال ، اراده کرد که برای ابلیس همسر و نسلی قرار دهد غضب را بر وی مستولی ساخت و از غضب او تکه آتشی پیدا شد، از آن آتش برای او همسری آفرید. در نقل دیگری آمده : ابلیس - که اسم اولی او عزازیل است - از همان اوان جوانی ، در میان قوم خود مشغول عبادت و بندگی خداوند بود تا بزرگ شد و موقع ازدواج او رسید. وقتی تصمیم به ازدواج گرفت ، با دختر روحا به اسم لهبا که آن هم از طایفه جن بود، ازدواج نمود. بعد از آن که ایشان با هم ازدواج کردند، فرزندان زیادی از آن ملعون به وجود آمد که از شمارش ‍ به طوری که زمین از آنها پر شد. همه آنها مشغول عبادت شدند و مدتی طولانی ، خدا را ستایش نمودند. در میان ایشان عبادت و بندگی خود ابلیس از همه آنان بیشتر بود. از همین جهت ، بعد از آن که خداوند اختلاف و خون ریزی را در میان طایفه جن و نسناس (طایفه ای به جای انسان فعلی بودند) دید، هر دو طایفه را هلاک کرد، و از میان آن طایفه فقط ابلیس را نگاه داشت . بعدا فرشتگان او را به آسمان بردند. آن ملعون هم ، در آسمان اول مدتی در میان ملائکه ، خدا را عبادت کرد بعد به آسمان دوم و سوم تا آسمان هفتم پیش رفت و با ملائکه هر آسمان خدا را ستایش کرد تا وقتی که خداوند آدم علیه السلام را خلق فرمود، و دستور سجده داد او هم سرپیچی کرد و رانده شد. پس زن و فرزندان او هم جزء هلاک شدگان هستند. او بدون زن و فرزند به آسمان رفته و آن جا هم که احتیاج به زن نداشت ، بعد از بیرون آمدن از بهشت هم ، زنی برای او به وجود نیامد

در خواست های آدم (ع) در مقابل شیطان

امام باقر علیه السلام فرمود: چون حضرت آدم علیه السلام شنید شیطان برای فریب او به جای عباداتی که کرده ، حاجاتی را از خداوند خواستار شده و به او عنایت کرده ، عرض نمود: پروردگارا! شیطان را بر من و اولادم مسلط کردی ، خواسته های او را بر آوردی که درباره من و اولادم بود. پس به من و اولادم چیزی عنایت فرما تا بتوانم در مقابل مکر و حیله های او خود را حفظ نمایم . خطاب شد: (شیطان از من خواست) تو هم از من بخواه ؛ زیرا هم چه بخواهی به تو می دهم و حاجات تو را هم برآورده می کنم . آدم علیه السلام عرض کرد: خدایا! من خیر و صلاح خود و اولادم را از تو می خواهم . تو خود دانا و بزرگواری ، هر چه صلاح می دانی برای ما قرار بده ، خطاب رسید: ای آدم ! از برای تو و فرزندانت در دنیا چند چیز قرار دادم تا در مقابل حاجات شیطان باشد: اول این که ، هرگاه تو و اولادت قصد معصیتی کنید و آن را انجام ندهید، گناهی برایتان نوشته نمی شود. دوم ، هرگاه قصد معصیتی نمودید و آن را انجام دادید، تا هفت ساعت شما را مهلت می دهم ، اگر به فکر افتادید و توبه نمودید، باز برای شما نوشته نمی شود. و اگر بعد از هفت ساعت توبه نکردید فقط یک گناه برایتان نوشته می شود. سوم ، اگر قصد بندگی و کارهای نیک کنید، ولی موفق نشوید و آن را انجام ندهید، یک ثواب برای شما نوشته می شود. چهارم ، اگر بر آن شدید که عبادت و کار خیری کنید و موفق هم شدید و آن را انجام دادید، ده حسنه و ثواب برایتان نوشته می شود. چنان چه می فرماید: من جاء بالحسنه فله عشر امثالها و من جاء بالسیئه فلا یجزا الا مثلها؛ هر کس کار نیکی انجام دهد، ده برابر به او پاداش داده می شود و هر کس ‍ کار بدی انجام دهد، جز به همان مقدار کیفر داده نمی شود.. آدم گفت : پروردگارا! فضل وجودم و کرم تو زیاد است ، آن را بر من و اولادم زیادتر فرما و ما را مورد لطف و کرم خود قرار ده . پنجم ، خطاب شد: ای آدم ! برای فرزندانت قرار دادم ، اگر گناه و معصیتی نمودند و بعد پشیمان شدند و استغفار کردند گناهان شان را بیامرزم . ششم ، هرگاه تا روز قیامت از تو فرزندی زاده شود - و دین دار و خداشناس ‍ باشد - در برابر هر یک از فرزندانت ، ملکی از ملائکه را (در مقابل اولادان شیطان) قرار می دهم تا او را از شر فتنه شیطان و اولادش حفظ نمایند. هفتم ، عرض کرد: پروردگارا! لطف و کرم خود را بر ما بیفزا و ارزانی ده ، خطاب شد:ای آدم ! توبه را از برای ایشان قرار دادم و تا روح در بدن آنها است و هنوز به سینه و گلویشان نرسیده ، طلب استغفار کنند واز گناهان خود توبه نمایند، توبه ایشان را می پذیرم . هشتم ، گفت : خدایا! بخشش های خود را بر ما زیاد فرما. خطاب شد: ای آدم ! (اگر باز گناهانی باقی ماند یا فراموش کردند که توبه کنند) در قیامت همه گناهان آنان را می بخشم و می آمرزم و از کسی باکی ندارم ؛(زیرا حاکم خودم هستم و قدرت به دست من است و کسی در آن جا دخالتی ندارد) قرآن درباره این که خداوند همه گناهان را در قیامت می بخشد، می فرماید: قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله ، ان الله یغفر الذنوب جمیعا؛ (ای پیامبر!) به آنها بگو: ای بندگان من ، که بر خودتان اسراف و ستم کرده اید از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می بخشد (که او بخشنده و مهربان است ). وقتی خداوند به حضرت آدم علیه السلام خطاب نمود و فرمود: همه گناهان بندگان را در قیامت می بخشم و می آمرزم . آدم خوش حال شد و عرض کرد: همین ها ما را کافی است و به آنها راضی شدم.

بعد از آن که خداوند شیطان را از بهشت بیرون کرد، برابر خدا قسم یاد کرد که باید چند کار را برای گمراهی آدم و اولادش انجام دهم و تا انجام ندهد، دست بر ندارد. 1. گفت : خدایا! من از بندگان تو نصیب و بهره ای معین خواهم گرفت . ( در حالی که خود او می داند قدرت گمراه کردن همه بندگان خدا را ندارد) و تنها افراد هوس باز و سست عنصر هستند که در برابر او تسلیم می شوند. در این باره روایتی از حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده که فرمود: از صد نفر از فرزندان آدم ، نود و نه نفرشان در آتشند و یکی از آنها در بهشت . و نیز از آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده : از هزار نفر برای خدا و بقیه برای آتش و ابلیس لعین است . 2. گفت : آنها (غیر مخلصین) را حتما گمراه می کنم و به انحراف و گناه می کشانم . 3.گفت : مردم را با آرزوی دور و دراز و رنگارنگ سرگرم می سازم و مشغول به دنیا می کنم و از یاد آخرت و بهشت و جهنم باز می دارم . 4. گفت : آنها را به انجام دادن اعمال خرافاتی دعوت می کنم و اعمال خلاف و زشت را در برابر آنان زینت می دهم و از اعمال نیک منع شان می کنم . 5. گفت : آنها را وادار می سازم که آفرینش پاک و فطرت خود را تغییر دهند (آن آفرینش و فطرت پاک الهی که از اول در نهاد انسان نهاده شده همان توحید و یکتا پرستی است)؛ وسوسه های شیطانی و هوی و هوسها او را از راه منحرف می سازد. و به بیراهه می کشاند. این ضرر جبران ناپذیر شیطان ، سعادت انسان را از پایه می لرزاند، چون حقایق و واقعیات را با باورهای سست از بین می برد و به دنبال آن ، سعادت به شقاوت تبدیل می گردد. از این رو، هیچ کس نباید شیطان را به جای خداوند، سرپرست خود کند؛ زیرا این کار زیان بزرگی است و شیطان به انسان وعده های دروغ می دهد و به آرزوهای دور و دراز سرگرم می کند، ولی جز فریب و خدعه ، کاری برای آنها انجام نمی دهد.

مادر شیطان

یکی از جاهایی که شیطان وارد عمل می شود و کار خود را با جدیت شروع می کند، هنگام انفاق است . وقتی انسان تصمیم می گیرد که از مال خودش ‍ ببخشد، شیطان با هر نقشه ای جلوی او می ایستد و منصرفش می نماید. خداوند در قرآن می فرماید: الشیطان یعدکم الفقر

شیطان به شما وعده فقر می دهد می گوید: اگر مال خود را انفاق کنی بدبخت می شوی ؛ خود و فرزندانت گرسنه می مانید، کسی به شما کمک نمی کند؛ ممکن است در اثر گرسنگی تلف شوید: چرا مال خودت را با دست خود ضایع می کنی ؟ نقل شده : جمعی در مسجد نشسته بودند و از قحطی و خشک سالی ای که برای مردم پیش آمده بود صحبت می کردند و از وضع فقرا و بیچارگان که در زحمت بودند می گفتند، یکی از مؤمنان که در خزانه خود مواد غذایی و گندم فراوانی داشت تحت تاثیر سخنان بقیه قرار گرفت . گفت : من در انبار خانه ام مقدار قابل توجهی گندم ذخیره کرده ام ، همه را در اختیار فقرا قرار می دهم و آنها را از بدبختی و فقر نجات خواهم داد.رفقا گفتند: آری ! مگر شیطان بگذارد. گفت : شیطان هیچ غلطی نمی تواند بکند. هم اکنون می روم و همه گندم ها را تقسیم می کنم . از جای خود برخاست و به طرف خانه رفت ، وقتی خواست در انبار را باز کند. همسرش جلو آمد و گفت : می خواهی چه کنی ؟ گفت : می خواهم مقداری از این گندم ها را به نیازمندان بدهم و از بدبختی نجاتشان دهم . زن گفت :ای مرد! مگر دیوانه شده ای ؟ خودمان احتیاج پیدا می کنیم . هر کس در این شرایط سخت سعی می کند گندم تهیه کند و به خانه آورده ذخیره نماید. تو می خواهی گندم ذخیره خودمان را به دیگران بدهی ؟ سرانجام شیطان کار خودش را کرد، زن را وسوسه نمود و زن هم مرد را، کاری کرد که آن مرد مؤمن به مسجد آمد و پیش فقرا نشست . دوستان به او گفتند: چه شد آیا گندم ها را به فقرا دادی یا طبق روایتی که می فرماید: کسی که دست در جیبش کند تا چیزی در راه خدا دهد، هفتاد شیطان دست او را می گیرند و مانع او می شوند شامل حالت شد و انفاق نکردی ؟ گفت : من از هفتاد شیطان خبر ندارم ، اما مادر شیطان کار خودش را کرد و و مانع انفاق شد.

دشمنان شیطان

شیطان در برابر دوستان فداکار و دل سوزش ، دشمنان خطرناکی هم دارد که شب و روز از دست آنها می نالد و در شکنجه است و آنان را این طور معرف می نماید: هنگامی که رسول صلی الله علیه و آله و سلم با شیطان ملاقات کرد. از او پرسید: دشمنان تو از امت من چند طایفه هستند. گفت : 22 طایفه ، و من از ایشان در رنج به سر می برم و دلم از دست آنها پر از خون است خود شما؛ اولین و سخت ترین دشمن من تویی . من هم ، از اول با تو دشمن بودم و بعدا هم خواهم بود. دشمنی تو با من هیچ وقت به صلح و صفا و دوستی مبدل نخواهد شد. فرمود: برای چه با من دشمنی ؟ گفت : برای آن که در قیامت گناه کاران را شفاعت می کنی و زحمات مرا ضایع و امید قطع می نمایی عالم عامل ؛ آن عالمی که به علم خود عمل کند، دشمن من است من هم دشمن او هستم . (اما عالمی که به علم خود عمل نکند دوست شیطان خواهد بود.) در این باره حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم فرموده : عالم و دانش مندی که به علم خود عمل کند، از هزار عابد برای شیطان خطرناک تر است .  حامل قرآن ؛ کسی که قرآن را فرا گرفته ، و حفظ نموده و به تمام دستورها و احکامی که در آن آمده عمل می کند، او دشمن من و من هم دشمن او هستم . مؤذن ؛ کسی که در پنج وقت نماز اذان بگوید و اقرار به شهادتین کند و مردم را از خواب بیدار و متوجه عبادت خدا و نماز نماید.  دوستان فقرا؛ آنها کسانی هستند که فقرا و مساکین را از یاد نمی برند، دائما متوجه آنها و به فکر آنها هستند. در همه جا و در هر شرایط از آنان دفاع می کنند و زندگی ایشان را تامین می نمایند.  دوستان ایتام ؛ کسانی که با یتیمان دوست و مهربان هستند، و همانند پدر و مادر دل سوز با آنان رفتار می نمایند تا رنج یتیمی را احساس نکنند  مهربان ؛ کسی که دل رحم و دل سوز بندگان خدا باشد و برای کوچک ترین ستمی که به یکی از بندگان خدا شود ناراحت شده و از او دفاع می کند و دل داریش می دهد. ناصح ؛ کسی که برای رضای خدا مردم را اندرز می دهد و به جز رضایت خداوند چیزی در دل ندارد
9. دائم الوضو؛ کسی که در تمام حالات با وضو باشد و اگر وضوی او باطل شد فورا تجدید وضو نماید. بخشنده ؛ آن که مردم را در مال خود شریک می کند و مقداری از دارایی اش را به محرومان اجتماع اهدا می نماید و به فکر ذخیره و جمع آوری مال نمی باشد. خوش خلق ؛ آن که با مردم ، نیک کردار است و با همه انسان ها با رویی گشاده رفتار می کند و کسی را بازبان و دیگر اعضاء آزار نمی رساند. قانع ؛ آنها کسانی هستند که در زندگی به کم دنیا قانع باشند. به آن چه خداوند متعال برای ایشان مقرر فرموده ، راضی هستند و به مال دیگران تنگ نظر نیستند. پاک دامنان ؛ زنان و مردانی که عفت داشته باشند. دامنشان آلوده به فساد و فحشا نشده و پوشش اسلامی را در همه جا حفظ می کنند.  آمادگان مرگ ؛ کسانی که همواره به فکر مرگ و آماده شدن برای آن هستند و هیچ وقت ، آخرت را فراموش نمی کنند و همیشه به دنبال اصلاح آن در تلاش اند. هم نشین صالحان ؛ از کسانی که شیطان آنها را دشمن خود می داند، کسانی هستند که رفت و آمد، نشست و برخاست ، گفت و شنود و خورد و خوراک و خواب آنان با صالحان و پرهیزگاران است . فروتنان ؛ آنان که در برابر خدا و خلق او تواضع می کنند، خود را کوچک می پندارند و خود بین نیستند. جوان عابد؛ جوانی که عاشق دین بوده و از بندگی خدا لذت برده است و خود را در این راه قرار داده و شب زنده داری می کند. کسانی که نفس خود را از حرام باز داشته اند؛ کسانی که حلال خدا را حلال و حرام او را حرام می دانند، کسانی که چشم و گوش و بقیه اعضاء و جوارح خود را به حرام عادت نداده اند.
19.
کسانی که در غیاب برادران مؤمن خود دعای خیرشان می کنند؛ هر چه برای خود می پسندند، برای دیگران نیز می پسندند و هر چه را برای خود نمی پسندند برای دیگران هم نمی پسندند، کسانی که در حق دیگران دعا می کنند و چشم داشتی هم از آنان ندارند. کسانی با که پدر و مادر خود مهربان باشند و به آنان احترام گذارند. پادشاه عادلی که از روی عدالت با مردم رفتار کند و مردم در سایه عدل او در آسایش باشند. روزه دارانی که مقداری از مال خود را به درماندگان می بخشند، مانند این است که مرا پاره پاره کرده و در آتش انداخته باشند. سپس عرض کرد: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم عده ای هستند که مراقب کردار من اند، اگر یک نفر را از جاده حق دور کنم و منحرف سازم ، ایشان می آیند و او را راهنمایی می کنند و به حق بر می گردانند. بلی ، اینان که ذکر شد که از دشمنان شیطان اند، آن ملعون از آنان در هراس ‍ است . (ما هم آرزو می کنیم جزو یکی از دشمنان شیطان به حساب آییم و یا دست کم ، در جمع دوستان او نباشیم.

اسباب گریه شیطان

 شیطان از بعضی کارها خوش حال می شود و از بعضی کارهای دیگر ناراحت .از بعضی کارها آن قدر ناراحت می شود که جز گریه کار دیگری از دست او ساخته نیست .آن ملعون در چند جا گریه می کند.از جمله :

 1.وقتی مؤمنی ، مؤمن دیگر را ملاقات نماید و بر او سلام کند. این جا ابلیس از ناراحتی گریه می کند و می گوید: وای بر من ، این دو نفر از هم جدا نمی گردند، مگر این که خداوند هر دو را می آمرزد و داخل بهشت می نماید و زحمات من در گمراهی آنان از بین می رود.در تاریخ آمده : اول کسی که سلام کرد و شیطان را به گریه انداخت ، حضرت آدم علیه السلام بود.وقتی خدا روح در او دمید به ملائکه سلام کرد و آنها هم جواب او را دادند.خداوند به او خطاب نمود که : این سنتی شد در میان فرزندان تو تا روز قیامت . شیطان از این کار گریه کرد.

2.وقتی کسی برای رضای خدا ازدواج کند.و با عیال حلال و شرعی خود، هم بستر شود و سپس غسل کند.شیطان از ناراحتی گریه می کند و می گوید: وای بر من ، این بنده برای رضای خدا و بقای نسل خود و برای فراوانی لا اله الا الله گویان ، با عیال خود نزدیکی کرد و بعد از آن غسل نمود و خود را پاک و پاکیزه کرد، دستور خدا را اطاعت نمود و خدا هم آنها را آمرزید و از گناهان آنان درگذشت .(اول کسی که غسل کرد و شیطان را به گریه انداخت ، حضرت آدم علیه السلام بود.) وقتی او به زمین آمد با همسر خود، هم بستر شد و غسل نمود.

3.وقتی کسی عطسه کند و بعد از آن بگوید: الحمد لله رب العالمین شیطان از ناراحتی گریه می کند.و نیز اول کسی که عطسه کرد و بعد از آن الحمد لله گفت ، آدم ابوالبشر علیه السلام بود. زید شحام می گوید، از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: وقتی انسان در برابر خدای خود سجده کند و آن را طول دهد.شیطان از ناراحتی فریادش بلند می شود و به کناری می رود، شروع به گریه می کند و می گوید: وای بر من ، این بنده خدا چگونه او را اطاعت می کند و در مقابل او به خاک می افتد، در حالی که من او را معصیت نمودم و به آدم سجده نکردم

فریاد شیطان

بعضی کردارهای انسان آن قدر بر شیطان ناگوار است که او را به فریاد و فغان می آورد و از ناراحتی رنجور و نحیف می شود. به این داستان توجه کنید: روزی شیطان در گوشه مسجد الحرام ایستاده بود. حضرت رسول صلی الله علیه و آله هم سرگرم طواف خانه کعبه بودند. وقتی آن حضرت از طواف فارغ شد، دید ابلیس ضعیف و نزار و رنگ پریده ، کناری ایستاده است ، فرمود:ای ملعون ! تو را چه می شود که چنین ضعیف و رنجوری ؟! گفت : ازدست امت تو به جان آمده وگداخته شدم . فرمود: مگر امت من با تو چه کرده اند؟ گفت : یا رسول الله ! چند خصلت نیکو در ایشان است ، من هر چه تلاش ‍ می کنم این خوی را از ایشان بگریم نمی توانم . فرمود: آن خصلت ها که تو را ناراحت کرده کدامند؟ گفت : اول این که ، هرگاه به یک دیگر می رسند سلام می کنند، و سلام یکی از نام های خداوند است . پس هر که سلام کند حق تعالی او را از هر بلا و رنجی دور می کند. و هر که جواب سلام دهد، خداوند متعال رحمت خود را شامل حال او می گرداند. دوم این که ، وقتی با هم ملاقات کنند به هم دست می دهند. و آن را چندان ثواب است که هنوز دست از یک دیگر برنداشته حق تعالی هر دو را رحمت می کند. سوم ، وقت غذا خوردن و شروع کارها بسم الله می گویند و مرا از خوردن آن طعام و شرکت در آن دور می کنند. چهارم ، هر وقت سخن می گویند: ان شاءالله بر زبان می آورند و به قضای خداوند راضی می شوند و من نمی توانم کار آنها را از هم بپاشم ، آنان رنج و رحمت مرا ضایع می کنند. پنجم ، از صبح تا شام تلاش می کنم تا اینان را به معصیت بکشانم . باز چون شام می شود، توبه می کنند و زحمات مرا از بین می برند و خداوند به این وسیله گناهان آنان را می آمرزد. ششم ، از همه این ها مهم تر این است که وقتی نام تو را می شنوند با صدای بلند صلوات می فرستند و من چون صواب صلوات را می دانم ، از ناراحتی فرار می کنم ؛ زیرا طاقت دیدن ثواب آن را ندارم . هفتم : ایشان وقتی اهل بیت تو را می بینند، به ایشان مهر می ورزند و این بهترین اعمال است . پس حضرت روی به اصحاب کرده و فرمودند: هر کس ‍ یکی از این خصلت ها را داشته باشد از اهل بهشت است.
 
منبع : سایت اندیشه ی قم

وب سایت افق نور